دانش تحریر
سعید مجردی
آرزوهایی که به واقعیت پیوستند
تاریخ انتشار: شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۵ | ۱۸:۱۹ ب٫ظ | تعداد بازدید: 323

” این متن برگرفته از پیش نویس کتابی است بنام ” آرزوهایی که به واقعیت پیوستند”  . مدت ۳ سال است که این کتاب در دست تحریر است و ممکن است در نسخه نهایی این کتاب تغییرات لازم اعمال شود . احتمال دارد به برخی نامها که لازم بود اشاره شود به علت کثرت مطلب فراموش شده و یا در بازه زمانی مطلبی تغییر داده شود تا به کتابی قابل قبول در راستای معرفی مهمترین مؤسسه خیریه که در سالهای ۱۳۸۶ الی ۱۳۹۵ درخشش و تلاش ارزشمندی در منطقه داشت تبدیل شود. بدون تردید این کتاب خواهد توانست برای تمام خیریه های در حال رشد و توسعه و تمام موسسات خیریه مثمرثمر باشد. الگو گرفتن از آن می تواند بسیار سودمند باشد. چرا که هر سطر سطر آن حاصل ده سال تلاش و کوشش بنده  و همکارانم در تاسیس ، مدیریت و پیشبرد یک نهاد کوشا و پر تلاش در زمینه حمایت از بیماران نیازمند و مبتلا به سرطان بوده است. “

آرزوهایی که به واقعیت پیوستند

نویسنده : سعید مجردی

دیباچه

وقتی قصد دارید جریانی خیرخواهانه و اراده هایی انسانی و مملو از خدایی را در خدمت به همنوعان به تصویر بکشید و برای مخاطب توضیح بدهید خیلی سخت بنظر میرسد. فرایندی که در آن همه انسانها صرفنظر از موقعیت و مقامی که در یک اجتماع دارند برای عمل به فرامین الهی در زیر یک سقف و یک مجموعه ای خیرخواهانه جمع می شوند و به انتظار یاری رسانی دیگر انسانهایی از جنس خدایی می نشینند تا اینها با تکیه بر این کمکها و توجهات همنوعان ، به یاری نیازمندان و در واقع نیازمندانی که بیمار هم شده اند بشتابند.

در مجموعه حاضر سعی شده است شمه ای هر چند ناچیز از عملکرد  ده ساله آرزو را به تصویر بکشم. این مهم برای بنده ( بعنوان عضو هیئت مؤسس و مدیر عامل افتخاری در سالهای ۱۳۸۶ الی ۱۳۹۵) سخت بود. چرا که حافظه انسان با گذشت زمان عملا همه کارهایی که باید بخاطر بسپارد را نمی تواند بسپارد و بنابراین به آرشیو مراجعه کردم و  هر آنچه در این مدت بصورت شبانه روزی در این سه مخزن بایگانی کرده بودم را یکی یکی بیرون کشیدم و با تغییراتی در آنها خواستم اثری تقدیم نمایم که اولا عظمت کار ” آرزو ”  را نشان دهد و ثانیا چراغ راهی باشد برای کسانی که در آینده ممکن است این مؤسسه را همراهی کنند و یا درس عبرت و پندی آموزنده باشد برای کسانی که نیت کرده اند مانند ما این راه سخت و پرمشقت و طاقت فرسا را از ابتدا بپیمایند.

آرزو فرایند ” ایجاد ” و ” خلاقیت” است . در هر جا و در هر مکان به عملکرد ما در آرزو نگاه کنید خواهید دید هر چیزی برای اولین بار تجربه می شود و ایجاد می گردد. تصور ما و عموما همه انسانها از یک خیریه این است که شما یک اتاق و یا دفتر به تعبیر امروزیها باز می کنید و یکی دو نفر آنجا از عده ای پول می گیرند ، غذا می گیرند و یا لباس و برای عده ای دیگر که نیازمندند می دهند و همین بس.

اما مؤسسه و انجمنی مانند آرزو که با رشد سریع و شفاف سازی و مدیریت شبانه روزی و بی شائبه در قلب مردم برای خود جایی باز می کند ، می بینید یک اتاق و یا دفتر و یا یکی دو نفر جواب نمی دهد و ناخواسته شما با یک اداره مواجه می شوید و باید برنامه ریزی دقیق داشته باشید تا بتوانید مدیریت شفاف ارایه بدهید و اینچنین است که مؤسسه آرزو نه صرفا یک خیریه ساده و سنتی ، که به یک مؤسسه شناخته شده ، پربار از کمکهای مردمی ، شفاف و دارای کارمندانی تلاشگر و با نرم افزارهایی که در سراسر کشور مؤسسات از آن استفاده می کنند ،تبدیل می شود و از طرفی برای تقویت شفاف سازی مجبور می شوید هر راهکاری بفکر می رسد آنرا ابتدا سبک سنگین می کنی و بعد به نرم افزارهایی ریز و درشت تبدیل می کنید تا درآمد خیریه از چند بخش ورودی و خروجی کنترل و ثبت شودو این براستی در نوع خود بینظیر و یا بهتر است بگویم کم نظیر بود. با وجود کارکنانی که هیچ تجربه آموزش مرتبط با کارشان نداشتند و  من بعنوان مدیر عامل و مسئول اجرایی انجمن باید برای هر کدام از آنها نیز آموزشهای لازم را می دادم. اینجا بود که آرزو ناخواسته به یک اداره مردمی و مورد توجه تبدیل شد و فرم های متفاوت طراحی شدند. بخصوص وقتی می خواهید پاسخگو باشید باید بفکر شفاف سازی بود و وقتی برای شفاف سازی از وقت ، انرژی ، صبر و حوصله و حتی همه وقت زندگی تان مایه می گذارید بسراغ یک نشریه و یا خبرنامه می روید تا هر اتفاق و رخداد خیرخواهانه را در زمان خودش ثبت کنید.

عموما مدیر عامل فقط در عرصه تصمیم گیری و اجراء وارد عمل می شود و شما می بینید در آرزو بخاطر طبیعت راهی که انتخاب کرده ایم مدیرعامل می شود : طراح فرم های اداری ، طراح کلیپ های عملکرد ، برگزار کننده همایش ها ، مدیر نشریه و تحریر و طراحی آن ، مدیر سایت اینترنتی و تحریر و بروز رسانی همه اخبار و عملکرد ها ، برگزار کننده جلسات و انجام دعوتها و حتی در موارد بسیار ، خیرینی که تمایل دارند وقتی مدیرعامل حضور دارد کمکهای خودشان را تقدیم خیریه کنند ، گیرنده تصمیم و مجری آن و صدها ایده و نظری که شما بعنوان مدیرعامل ارایه می دهید و به انجام آن باید اقدام کنید و یک روز تاخیر یعنی یک برنامه و رخداد دیگر  از راه میرسد و تلاقی مناسبتها و از طرفی عبور ناموفق از هر کدام از این مناسبتها یعنی شما مستقیما تاثیراتش را در درآمد کم انجمن مشاهده خواهید کرد.

از طرفی یک مؤسسه خیریه باز شده است و هر روز مددجو در دست خود یکسری آزمایش و پاتولوژی و با چشمانی گاه گریان و با تشخیص سرطان از سوی جراح و یا پزشک به انجمن خیریه مراجعه می نماید.

فلذا برنامه های متعدد موجب شناخت انجمن توسط تعداد بیشتری می شود و لازم است جلسات ممتد و مرتب و دقیق و با برنامه مشخص با اقشار مختلف برگزار کرد. کلیپ هایی طراحی شوند و متن های سخنرانی و اهدافی که هر زمان باید به همراه خود آمار و حرف قابل اتکا ، دقیق و منطقی بدنبال داشته باشد. چرا که تغییر نگرش مخاطبان و در واقع خیرین گرانسنگ که با وجود دیدگاههای خیرخواهانه باید دقیق توجیه شوند و تغییر در رفتار خیریه را ببینند می تواند موجب اعتماد متقابل شود.

بنابراین فشارها متوجه کارکنان شدند. اینها باید کسانی بودند که ما می خواستیم و این یعنی آدمهایی شفاف ، کاربلد و دقیق و آشنا به سیستم های کامپیوتری و اداری و با توجه به اینکه بدون شناخت قبلی و صرفا با حضورشان در مؤسسه و با یکسری تحقیق اولیه جذب شده بودند ، فشار بر بنده وارد شد و آن یعنی آموزش ، نظارت و درخواست نتیجه و قضاوت و تصمیم. انسانها طبیعتا رنجور می شوند و این زمانی به اوج میرسد شما بدون اینکه بخواهید با مجموعه ای از کارهای بزرگ مواجه می شوید و باید زود ، تند و سریع انجام شوند.

کارهای سخت و طاقت فرسا را بدون دریافت حقوق باید انجام می دادیم. نیت ما از تشکیل آرزو این بود که رایگان و فی سبیل الله کار کنیم . اگر چه تعداد بیشتری رفتند و چنین شد که در این وادی تنها ماندیم و این از خصوصیات یک کار داوطلبانه و جمعی است که گاه خودتان را تنها می بینید و کسانی را که ادعا داشتند و حرفهای خوب خوب می زدند را در کنارت نمی توانی پیدا کنی و این بیشتر بخاطر این است که کارهای داوطلبانه سودی و نفعی مادی ندارند و هر چه هست کاری معنوی و انسانی است و اجر آن فقط نزد خداست و البته از این مهمتر نیز چیزی وجود ندارد.

بهرتقدیر کارکنان با آزمون و خطا و با تذکرهای مختلف و آموزشهای ممتد توانستند با مدیریت همراه شوند و موجب شوند مؤسسه آرزو سرافراز و سربلند از همه آزمونها بیرون بیاید. کارکنان اولیه سرکار خانم لیلا قبادی ، سرکار خانم سهیلا اسدی و بعدها خانم ها شلاله جهانگیری و سیمین پور کریمی و برخی دیگر نیز آمدند.

نگاهی به سرفصل ها و اقدامات آرزو که در ادامه خواهیم دید به ما نشان خواهد داد که مؤسسه خیریه آرزو با شعار حمایت از کودکان مبتلا به سرطان بنیانگذاری شد و بلافاصله وارد عرصه حمایت از کودکان و بزرگسالان شد و هر روز با ابتکار ، با همایش های مختلف و با حضور در همایش های ملی و بین المللی در داخل کشور و با تعامل های سازنده با مؤسسات و انجمن های مطرح کشور که بنده بعنوان مدیرعامل و مؤسس همیشه و بدون احساس خستگی در آنها شرکت کردم در واقع این انجمن راه صد ساله را در ده سال پیمود و اگر همراهانی وفادار در کنارش دوام و بقاء داشته باشند و وفادار به اصول آن به انجمن و مؤسسه ای موفق تر و نیرومندتر در عرصه حمایت و پیشگیری از بیماران مبتلا به سرطان تبدیل شود.

به تعبیر بنده آرزو نقطه اتصال نیکی هاست. فرایندی مملو از خدمت به بندگان خدا و اعتماد و شفاف سازی که نتیجه آن مراجعه و حمایت خیرین در همه قشرها و طبقات اجتماعی بود. نکته مهم این است که سن خیرین در آرزو به سن کودکان و خردسالان هم رسید. در بسیاری از موارد خیرین آرزو حتی قبل از اینکه به دنیا بیایند برای آنها فرم عضویت در آرزو پر شد ! در مواردی افراد نیازمند و معلول به آرزو آمدند و عضو شدند تا کمک کنند. در مواردی افراد مبتلا به سرطان آمدند و تحت پوشش شدند و با دیدن خدمات و اقدامات آرزو خودشان نیز بعنوان حامی فرم پر کردند تا ماهیانه مبلغی به این عمل انسانی کمک کنند. در خیلی از موارد کسانی کمک کردند به آرزو  و نیت کردند و به نیت خود رسیدند.

تاسیس مؤسسه خیریه آرزو

در اسفندماه ۱۳۸۶ در یک جمع دو نفره ، بحث و گفتگو بر سر بیماری لوسمی یک کودک سیزده ساله منجر به تولید فکر  در خصوص شکل گیری یک مؤسسه خیریه شد. اینجانب ( سعید مجردی ) و آقای فیروز خردمند. اما از آنجاییکه امکانات اولیه برای تشکیل مؤسسه در دسترس نبود ، ابتدا طرح ارتباط با محک مطرح شد و چند روز بعد در ۱۵ اسفندماه در یک عصر ، تصمیم برای تشکیل مؤسسه خیریه جدی شد. قبل از این تاریخ در سطح استان اردبیل هیچ فرد و نهاد خیریه ای  در خصوص حمایت از بیماران سرطانی تصمیم نگرفته بود و در واقع مؤسسه خیریه آرزو که همین نام هم از بین ده نام پیشنهادی شکل گرفته بود اولین نهاد مردمی بود که با هدف حمایت از کودکان و بزرگسالان مبتلا به سرطان در استان اردبیل و در شهرستان پارس آباد پا به عرصه فعالیت گذاشت.

برای شکل گیری یک نهاد خیریه قبل از هر چیز دوستان و یاران توانمند لازم بودند. کسانی که ما می توانستیم بر روی صداقت ، یکدلی ، خدمت و تلاش آنها حساب باز کنیم. برای همین منظور ۳۵ نفر دعوت شدند اما فقط تعداد بسیار اندک در جلسه حاضر شدند. جلسات پی در پی در شبهای زمستان ۱۳۸۶ که داشت آخرین سوز و سرمای زمستان را به بهار می سپرد در یک مؤسسه آموزش زبان برگزار شدند.

از این جلسات آنچه حاصل ما شد شکل گیری یک نهاد مردمی بود بنام آرزو . اساسنامه و تایید صلاحیت افراد برای حضور در یک فعالیت خیرخواهانه و تلاش برای اخذ مجوز آغاز شد. روندی که تقریبا تمام مؤسسات در سطح کشور انجام می دهند. از کسانی که با علاقه و شور و شوق در کنار یکدیگر می ایستادند و صحبت می کردند و عکسهای یادگاری می گرفتند و با شجاعت از تصمیم های خیرخواهانه سخن می گفتند رفته رفته فقط ۱۳ نفر ماندند. از این سیزده نفر هم فقط ۵ نفر بصورت فعال بودند و بقیه به دلیل طبیعت شغلی که داشتند و دهها موارد دیگر فقط در برخی جلسات حاضر می شدند.

سایت مغان ارس تنها راه ارتباطی هیئت مدیره با جهان خارج از مؤسسه بود. از یک طرف فکر کمک به بیمار سرطانی در منطقه جا نیافتاده بود و از طرف دیگر تلاشهای فرهنگ سازی کمک به سرطانی ها در پارس آباد اولین روزهای خود را می گذراند. این فکر بشدت وجود داشت که برای بیمار سرطانی چرا باید کمک مالی شود در حالیکه وی ممکن است دوام نیاورد ! مددجویان یکی یکی اضافه شدند اما هنوز محل درآمدی برای آرزو وجود نداشت. به همین خاطر مؤسسه تلاش می کرد فقط فرهنگ سازی کند و مددجویان کودک را به محک و بیماران بزرگسال را برای حمایت به نهادهای رسمی دیگر معرفی کند. کسانی هم بودند که شخصا هزینه های شیمی درمانی بیماری را تقبل می کردند و ما که چند نفر بودیم دور هم جمع شده بودیم و تصور کنید اینهمه راه را رفته و در اتاق های ایزوله شیمی درمانی در اردبیل مبلغ اهدایی را که اهدایی نزدیکان هیئت مدیره بود تقدیم مددجو می نمودیم.

باید از مادر مرحومم شادروان حاجیه خانم آمنه صادقی گیلانده بعنوان مهمترین حامی و یاور روزهای نخست در آرزو نام ببرم که شخصا هزینه شیمی درمانی بیماران را می پرداخت. وی تا آخرین روز حیات خویش حمایت خود را از این نهاد مردمی ادامه داد.

برای مددجویان بمنظور حل مشکلات آنها نامه می نوشتیم و ادارات و نهادها هم به نامه های ما اهمیت می دادند. در سال ۱۳۸۷ اولین همایش بزرگ و ملی سرطان ، چالش ها و راهکارهای اجتماعی در زنجان توسط مهرانه برگزار شد. تقریبا همه مؤسسات خیریه کشور در زمینه سرطان حاضر شده بودند.

همایش سرطان ، چالشها و راهکارهای اجتماعی

همایش سرطان ، چالشها و راهکارهای اجتماعی به همت مهرانه زنجان در مردادماه ۱۳۸۷ برگزار شد و موسسه آرزو اولین حضورش در کنفرانس و همایش را در آنجا محک زد و درسهای مهمی نیز از آن آموخت. هنوز رهنمودهای بزرگان مهرانه مانند درسهایی فراموش ناشدنی در بیخ گوش آرزوئیان نجــوا می نماید. در همایش جمله زیبایی که خانم دکتر مینوش مقیمی از موسسان مهرانه بر زبان آورد نیز مشوق دیگر ما برای طرح دوباره این همایش بود. وی در سخنان خود گفت : روی هر پله که ایستاده باشی خدا یک پله از تو بالاتر است نه به خاطر اینکه به یادت آورد که او خداست و تو بنده ای ، برای اینکه تو را بالاتر ببرد.

سخنرانان در همایش سرطان و چالش ها و راهکارهای اجتماعی

پرفسور یوسف ثبوتی :پرفسور یوسف ثبوتی  رئیس هیئت امنای مهرانه و رئیس مرکز تحصیلات تکمیلی در علوم پایه زنجان  سخنانی بعنوان خیرمقدم گویی اظهار کردند که حاضرین را تحت تاثیر قرار داد. از آنجا که ایشان از افتخارات کشور ایران و استان زنجان می باشد و مرد علمی و دانشگاهی مطرح در دنیا هستند صحبتهایی را که بیان کردند می توان آنها را در تغییر شیوه درمانی بیماران مبتلا به سرطان به لحاظ هزینه ها و تزریق امکانات بیشتر برای تامین مایحتاج آنها در سطح کلان موثر دانست. پرفسور در بخشهایی از سخنان خود به گران بودن داروها ، تسری دادن بیمه ها به این دارو ها اشاره کرده و گفت : ” داروهای مورد نیاز بیماران سرطانی گران و از استطاعت بسیاری از آنها خارج است. دولت می تواند بیمه خدمات درمانی را به داروهای بیماریهای بدخیم تسری دهد و هزینه ناشی از آن را از جاهای دیگر یارانه دارو و درمان تامین کند، پرفسور در رابطه با فعالیت انجمن های خیریه حمایت از بیماران مبتلا به سرطان گفت وقتی افراد جهت انجام کار به ادارات مختلف مراجعه می کنند یا برای مقصد شخصی است یا جهت کار خیر برای افراد نیازمند که در صورت دوم مسئولان امر باید از اتلاف وقت و انرژی خودداری کنند و کارهای مرتبط با عمل خیر را یاری کنند.

دکتر رحیم سروری زنجانی :دکتر سروری زنجانی رییس دانشگاه علوم پزشکی زنجان مطالب جالبی در مورد سرطان و علل و تاثیرات آن در جامعه انسانی ایراد کرد. ایشان به هم افزایی در جهت رفع آلام مردم اشاره کرد. از عوامل سرطان به دو موضوع عمده داخلی و خارجی اشاره کرد و گفت : در بخش داخلی وراثت ، وضع سیستم ایمنی بدن  و در بخش خارجی به تنباکو ، مواد شیمیایی و رادیاسیون و سایر علل اشاره کرد. سرطان ریه شایع ترین سرطان در دنیاست و بعد سرطان معده و کبد . در مردان سرطان ریه و معده و در زنان سرطان پستان مهمترین سرطانهاست.دکتر سروری زنجانی گفت : در ایران سالانه ۳۰۰۰۰ نفر از سرطان می میرند. الان در ایران ۲۰۰۰۰۰نفر مبتلا به سرطان داریم. از عوامل قابل پیشگیری به مواردی اشاره کردند که بخشهایی از آنها را می توان افزایش وزن و چاقی ، عوامل تغذیه ای ، دخانیات ، الکل ، تشعشع آفتاب ، عفونت مزمن ، ایدز و هپاتیت ب  رانام برد.از علل ابتلا به سرطان ۴۳ درصد سیگار و تغذیه نامناسب است. زنجان از سال ۶۵ حدود ۴۶۳ مورد سرطان داشته است که در سال ۸۶ به رقم ۵۲۴ نفر رسیده است. دکتر سروری زنجانی به موضوع مهمی اشاره کرد و گفت : متاسفانه بسیاری از بیماران در کشور ما در مرحله دو یا سه به طبیب مراجعه می نمایند که در کشورهای  پیشرفته این به مرحله اول برمی گردد و مشکل بیماران سرطانی اغلب حل می شود .دکتر سروری زنجانی استفاده از کرم های قاچاق را از دلایل ابتلا به سرطان پوست نام برد. وی گفت ۴۰ درصد سرطان قابل پیشگیری و قابل مهار است. وی از اختصاص ۲۱۲ میلیارد تومان به عنوان یارانه به سرطان خبر داد که البته رقم بسیار کمی است. دکتر سروری زنجانی برنامه پیشگیری و مراقبت از سرطان را پیشگیری ، تشخیص زود هنگام ، تدوین برنامه درمانی و درمان موثر و تسکینی ، تحقیقات پایه ای ، مطالعات اپیدمیولوژیک ، اقتصاد سرطان ، ثبت نظام مند سرطان ، آموزشهای عمومی و تخصصی ، غربالگری ، بازتوانی و غیره نام برد.مهمترین موضوع قابل توجه در سخنرانی دکتر زنجانی اشاره به موضوع برنامه جامع کنترل سرطان در کشور بود که گفت : ” اگر این برنامه جامع انجام گیرد ۴۰ درصد از موارد سرطان قابل پیشگیری است و تا سال ۲۰۲۰ میلادی جان بیش از دو میلیون انسان را نجات می دهد. ”

دکتر سروری زنجانی از طرح های مبارزه با دخانیات ، طرح جامع ورزش کشور ، قانون ملی ایمنی زیستی مطالبی ذکر کرد و گفت : تاخیر در دریافت دارو برای بیماران سرطانی بعلت گران بودن موجب بدتر شدن وضع بیمار می شود. وی از وجود داروهایی که ماده افکتیو و موثر در آنها وجود ندارد  در ناصر خسرو خبر داد و اظهار کرد که پول هنگفتی را هم از بیمار هدر می دهد.دکتر در بخش پایانی سخنان خود از پزشکان خواست تا توجه کنند اگر دارویی ۲۰ میلیون تومانی تاثیری در وضع بیمار ندارد از آنها استفاده نکنند و ببینند که این دارو چقدر در وضع بیمار موثر است.

مهندس مجید خوشنود :مهندس خوشنود سخنان مبسوطی در رابطه با سرطان و فرایند تشکیل و عوامل کنترل کننده آن ارایه دادند. وی از سموم کنترل آفات که در تجمیع مواد آلاینده در بافتهای انسانی موثر هستند و موجب سرطان می شوند یاد کرد. مهندس خوشنود کنترل فرایند محصولات کشاورزی را تاکید کرد و تهیه زیر ساختها و تاسیس آزمایشگاههایی برای کنترل مواد غذایی که وارد بازار می شوند را مورد تاکید قرار داد. وی از مهرانه و سایر انجمن های خیریه برای پیگیری این موضوع دعوت بعمل آورد.

دکتر فرح جمالی دبیر همایش :دکتر فرح جمالی رییس هیئت مدیره مهرانه و دبیر همایش در سخنرانی خود به اهداف همایش اشاره کرد و گفت : آشنایی تشکل های مردم نهاد با یکدیگر ، تبادل تجربیات ، بیان مشکلات بیماران و ارایه راهکارهای عملی و منطقی برای رفع آنها از اهداف این همایش است. دکتر جمالی گفت : بسیاری از بیماران مبتلا به سرطان به دلیل نداشتن استطاعت مالی از درمان صرفنظر می نمایند.وی به سازمانهای مردم نهاد و ظرفیتهای نهفته در انها و مدیریت صحیح و دقیق نیروهای داوطلب اشاره کرد. دکتر فرح جمالی گفت : ” در مقابل همه ی تلاش های انسانی و تلاشگرهای مخلص و نیکوکار سرتعظیم فرود می آوریم و دست یاریشان را به گرمی می فشاریم. به امید آنکه این همایش مقدمه ای برای همایش های پربارتر آتی و کند و کاو بیشتر در مسایل و مشکلات بیماران که گناهی جز بیماری ندارند باشد. “

دکتر جلیل واعظ :دکتر واعظ از علوم پزشکی دانشگاه تبریز سخنان مبسوطی در رابطه با سرطان و ماهیت آن  ارایه داد و دیدگاههای علمی مختلفی را بیان کرد. دکتر واعظ از تشکیل اولین جمعیت خیریه در تبریز در سال ۱۳۵۲ یادکرد و انجمن خیریه طاهر نیز یکی دیگر از این انجمن های خیریه است که در تبریز فعالیت دارند. دکتر واعظ که ۳۵ سال با بیماری سرطان مبارزه می کند و رشته تخصصی خود را در اختیار خدمت به انسانهای مبتلا قرار داده است برای هر سلول  چهار مرحله حیات را متصور دانست . مرحله تولد ، تکامل ، بلوغ و مرگ.

دکتر عبدالامیر فیضی :دکتر فیضی سرطان را رشد غیرقابل کنترل سلولها نامید. رشد خودبخودی سلولها که به مکانیسم های کنترل کننده رشد پاسخ نمی دهد و از دست دادن غیرقابل برگشت فعالیت و عملکرد سلولهای نرمال . وی از اهمیت موضوع توجه به بیماران مبتلا سخن به میان آورد و گفت : در دل سرطان بدخیمی نهفته است. سرطان خوش خیم نداریم. سرطان مخصوص پیرها نیست . محدوده سنی سرطان از ابتدای زندگی تا انتهای آن است. دکتر فیضی به موضوع قابل درمان بودن سرطان نیز اشاره کرد و گفت : هر چه زودتر تشخیص داده شود درمانش آسانتر است و بر عکس. وی بزرگترین علت سرطان ریه را سیگار ذکر کرد.دکتر فیضی گفت : سرطان خون خود به خود ایجاد می شود و فرد بیمار نقشی در ایجاد آن ندارد اما درسرطان ریه  مقصر خود بیمار است. وی گفت برخی مشاغل نیز در ایجاد سرطان نقش دارند.  کارخانه رنگهای صنعتی : مثانه  ، کارگران معدن ، آزبستوز ، کروم ، اورانیوم و… سرطان ریه (بخصوص اگر سیگاری باشند ) کارگرانی که با نیکل کار می کنند : سرطان سینوس های بینی . برخی حلال های شیمیایی .دکتر فیضی گفت : خطر ایجاد سرطان ریه در افراد سیگاری چندین برابر افراد غیر سیگاری است. بیماریهای وابسته به سیگار  هر سال باعث  ۴۱۹۰۰۰ مرگ پیش از موعد ( مرگ زودرس ) می شوند. هر سال حدود ۱۳۱۲۰۰مورد جدید سرطان روده بزرگ در آمریکا ثبت می شود که قسمتی از این شیوع بالا مربوط به رژیم غذایی است. با تغییر شیوه زندگی و استفاده از غذاهای آماده با فیبر کم ( نظیر غذاهای سریع یا منجمد ) سرطان روده افزایش یافته است. استفاده از مواد سرخ کردنی با درجه حرارت بالا را از عوامل سرطان ذکر کرد. دکتر فیضی در سرطان کبد از آلودگی قارچی با آسپرژیلوس ایجاد یک ماده فوق العاده سرطانزا می کند بنام آفلاتوکسین. غذاهای با چربی بالا موجب سرطان سینه می شوند. کمبود ویتامین ها از جمله ویتامین A موجب بوجود آمدن سرطان ریه می شود. در این خصوص مطالعات وسیع ادامه دارد.

دکتر مینوش مقیمی عضو هیئت موسس مهرانه ، فوق تخصص خون و انکولوژی . خانم دکتر مقیمی انسانی وارسته ، فداکار و تاثیرگذار در سلامت و بهداشت است. وی در کنار یک انسان شریف دیگر که دارای پرستیژ و استعداد ویژه در بیان اندیشه های خیرخواهانه است یعنی مهندس وثوق توانسته است با ایجاد مهرانه ، انجمن خیریه حمایت از بیماران مبتلا به سرطان بخش وسیعی از نیازهای بیماران دردمند را پاسخگو باشد.  دکتر مقیمی در این آشتفته بازار که کار نیک کردن در بسیاری جهات در فراموشی مطلق خفته است یکی از انسانهای بزرگواری است که از سال ۱۳۸۵ در زنجان تحول بزرگی ایجاد کرده است. علیرغم جوانی و اندیشیدن به اوج موفقیت که این پزشک شریف با توجه به تخصص و موقعیت ویژه دارا می باشد وی تمام وقت و انرژی خودش را برای خدمت به انسانهای مبتلا به سرطان گذاشته است. او می توانست برای برافراشتن برج و باروهای خیال انگیز از درمان این بیماران سودها و بهره ها بجوید اما در خلوت دل بیمارانش به مادری مهربان و فرشته ای نیکوخصال بدل شده است.مهرانه را ایجاد کرده است تا مهر و محبت را در دل بیماران سرطانی بگونه ای ایجاد نماید که درد تن را به دلیل احساس نوع دوستی و انسانیت به فراموشی بدل نمایند.دکتر مقیمی در خصوص درمانها و عوارض بیماری سخنانی بیان کردند. دکتر مینوش مقیمی در بخش پایانی سخنانش گفت : ” روی هر پله که ایستاده باشی خدا یک پله از تو بالاتر است نه به خاطر اینکه به یادت آورد که او خداست و تو بنده ای ، برای اینکه تو را بالاتر ببرد. “

دکتر علی قنبری مطلق :دکتر قنبری مطلق در خصوص طرح ملی کنترل سرطان و نقش انجمنهای مردم نهاد سخنان بسیار مفیدی ارایه دادند. دکتر قنبری متخصص رادیوتراپی انکولوژی و عضو هیئت علمی دانشگاه بهشتی و مرکز تحقیقات سرطان می باشد. دکتر قنبری گفت : سرطان در منطقه شرق مدیترانه چهارمین علت مرگ و میر است. در ایران در سال ۸۵ هفتادهزار مورد جدید مبتلایان به سرطان یافت شده است که سومین علت مرگ و میر بوده است. وی گفت : ۱۵ سال بعد به دومین علت مرگ و میر در ایران تبدیل خواهد شد. دکتر قنبری مطلق در خصوص اینکه چه نهادهایی مسئول اجرای طرح کنترل ملی سرطان هستند گفت : سازمانهای مردم نهاد ، وزارتخانه ها و نهادهای مرتبط با عوامل خطر سرطان ، و وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی مسئول اجرای این طرح عظیم هستند.دکتر از تغییر در نگرش و نقش سازمانهای مردم نهاد (انجمن های خیریه ) سخن بمیان آورد و گفت : از کمک اقتصادی به نیازمندان  ، یاری رسانی به بیماران و خانواده باید به مشارکت فعال در اجرای برنامه ملی طرح کنترل سرطان روی بیاورند. دکتر قنبری مطلق گفت از عوامل بیماری سرطان سیگار ، عفونت و شیوه زندگی ناسالم

(رژیم غذایی ، چاقی و عدم فعالیت بدنی ) را می توان نام برد که قابل پیشگیری هستند. در رابطه با پیشگیری از سرطان دکتر قنبری مطلق اظهار داشت : تصویب و اجرای معاهده کنترل دخانیات ، ارتقای رژیم غذایی سالم و فعالیت ورزشی ، واکسیناسیون بر ضد هپاتیت B در نوزادی ، کاهش مواجهه با مواد سرطان زای محیطی و شغلی مثل آزبستوز ، تدوین برنامه های جامع جهت کنترل عوامل خطر در سطح مدارس و محیطهای کار و سایر. 

دکتر محمود حکمی :دکتر محمود حکمی عضو هیئت علمی دانشگاه زنجان در خصوص نقش ورزش در پیشگیری از سرطان مطالب مفیدی ارایه داد. وی در اینمورد گفت : در گذشته توصیه می شد بیمار سرطانی بیشتر استراحت کرده و میزان فعالیت بدنی خود را کاهش دهد ولی تحقیقات اخیر نشان داده اند که نه فقط فعالیتهای بدنی برای بیمارضرر ندارد بلکه موجب کمک به بیمار و موجب تسهیل مراحل درمان می شود. به طوریکه اکنون تیم پزشکی بیمار را مجبور به فعالیت بدنی کرده تا بیمار از دایره معیوب بیماری ، خستگی ، استراحت ، ضعف آمادگی جسمانی و تشدید بیماری نجات یابد. دکتر محمود حکمی در ادامه توضیح داد که فعالیت بدنی فواید متعددی برای بیمار سرطانی دارد :۱-بهبود قابلیتهای بدنی ۲-بهبود آمادگی عضلانی ، اسکلتی موجب کاهش شکستگی استخوانی ۳- بهبود توده عضلانی ۴- کاهش بیماری قلبی و عروقی ۵-کاهش پوکی استخوان ۶-تسهیل جریان خون در پاها و جلوگیری از لخته شدن خون. ۷- کاهش وابستگی به دیگران و افزایش اعتماد به نفس ۸- کاهش اضطراب و افسردگی ۹- کمک به توسعه روابط اجتماعی ۱۰ – کاهش علایم خستگی ناشی از شیمی درمانی و رادیوتراپی ۱۱- کنترل وزن بدن ۱۲-بهبود کیفیت زندگی.

دکتر مینا شعبانی :دکتر شعبانی روانپزشک در خصوص جنبه های روان پزشکی سرطان مطالب جالبی ارایه داد. وی ارتباط تن و روان در سرطان را با شعری بیان کرد که قابل تامل است : تن زجان و جان زتن مستور نیست / لیک کس را دید جان دستور نیست . دکتر شعبانی بیان کرد که اگر جسم بیمار باشد روان هم بیمار خواهد بود. وی گفت بیماران که سرطان مغز استخوان دارند ۶۰ درصد اختلال جنسی هم دارند. دکتر در خصوص پیدایش علائم PTSD که عموما پس از سیل ، زلزله و حوادثات و تصادفات وحشتناک در انسان یافت می شوند در بیمار مبتلا به سرطان نیز این علایم دیده می شود.وی گفت : افسردگی  اختلال رایج در میان بیماران سرطانی است. افسردگی در ۲۵ درصد از بیماران مبتلا دیده  می شود ولی تنها ۲ درصد از بیماران تحت درمان قرار می گیرند. اگر افسردگی بیماران سرطانی تحت درمان قرار نگیرد موجب کاهش طول عمر آنها می شود.

دکتر مهدی احدی : دکتر احدی در خصوص هزینه های دارویی در بیماریهای بدخیم توضیحات خوبی ارایه دادند. وی گفت : در سال ۲۰۰۵ میلادی هزینه بیماران سرطانی به ۲۱۰ بیلیون دلار رسید. وی از افزایش چشمگیر هزینه دارویی خبر داد و عدم توانایی بیماران برای دریافت این داروها که موجب تلف شدن آنها می شود را متذکر شد. دکتر پیشنهادی را ارایه داد در خصوص موضوع تنباکو که مشاهده شده است هرچقدر قیمت تنباکو بالا رفته است تعداد افرادی که در نوجوانی سیگار کشیده اند پایین رفته است. دست اندرکاران می توانند قیمت این جنس را افزایش و تفاوت آن را در اختیار بیماران سرطانی برای تهیه دارو قرار بدهند یا سوبسید داروهای شیمی درمانی را افزایش دهند.

این همایش تاثیرات مهمی بر ما در شکل دهی به رفتارهای انجمن داشت. هر انجمن مردمی و خیریه در روزهای شکل گیری دنبال الگو و نمونه ای می گردد تا از آن برای رشد و ترقی خودش بهره برداری کند. تاکید بنده در آرزو بر الهام گرفتن از مهرانه زنجان بود و تا آخرین روزهای مدیریت خودم بر آن اصرار ورزیدم و نتایج گرانسنگی از ان حاصل گردید. مهرانه در روزها ، ماهها و سالهای بعد به یک انجمن قدر و مهم در سطح کشور تبدیل شد و برای مددجویان ما خدمات ارزشمندی ارایه داد.

ثبت رسمی مؤسسه خیریه آرزو

در نوزده شهریور ۱۳۸۸ بنده به همراه سایر اعضای هیئت مدیره برای امضا و دریافت اولین برگ رسمی فعالیت آرزو که به روزنامه رسمی فرستاده شده بود مراجعه کردیم و از آن تاریخ به بعد مؤسسه رسما فعالیت خود را آغاز کرد.

کمکها هر چند کم به حساب های مؤسسه واریز و کارهای اولیه برای شفاف سازی با زحماتی که مرحوم شادروان غفار برزگر متحمل شد انجام گرفت. نظر به اهمیت فعالیت مؤسسه ما بر آن شدیم باردیگر با تشکیل همایش های ریز و درشت به شناساندن آرزو در سطح منطقه بیشتر اقدام کنیم.حضور یا عدم حضور همه مدعوین برای ما ملاک نبود. ملاک برگزاری همایش و تکرار نام آرزو بود تا بالاخره این مؤسسه به یکی از دغدغه های افراد خیرخواه تبدیل شود و رفته رفته ما موفق شدیم.

دوستانی که کم نبودند ما را می دیدند وعده حمایت می دادند و ما حتی دل خودمان را به این خوش کرده بودیم روزی وعده های حمایت به واقعیت تبدیل خواهند شد ! در بسیاری جهات مشاهده می کردیم که افراد زمانی به ما مراجعه می کردند که یکی از بستگان ، فامیل و آشنایان به بیماری سرطان مبتلا می شد و با تعیین تکلیف این مددجو و بهبودی ایشان ، همان افراد نیز ما را در آرزو تنها می گذاشتند و با این بهانه که خاطرات برای ما تداعی می شود به اطراف آرزو نمی آمدند.

به هر تقدیر با وجود تلاشهای روشنگرانه شبانه روزی از طریق سایت مغان ارس ، نشریه ها و متن هایی که تا پاسی از شب می نوشتم و به نگارش در می آوردم روز به روز بر اعتبار و موفقیت مؤسسه افزوده می شد. سال ۱۳۸۸ انتخابات هیئت مدیره آرزو برگزار شد. اولین انتخابات رسمی که در آن سیزده نفر به تعیین اعضای هیئت مدیره و سمت های آنها اقدام کردند. قرار بود انتخابات در فضایی مناسب و خیرخواهانه برگزار شود و هیچکس بجز صلاح و مصلحت آرزو به مورد دیگری فکر نکند.

یکی از مسایل حاشیه ای در خیریه ها اتحاد و یکرنگی در بین اعضای هیئت مدیره است.این مورد هر چقدر بیشتر باشد موفقیت آن مؤسسه بیشتر تضمین می شود. این البته فاکتور کافی نیست. تلاش باید مستمر ، خستگی ناپذیر و دلسوزانه باشد و در محدوده زمان و مکان محدود نشود. از آنجاییکه افراد عموما در خیریه ها با وقف زمان و انرژی خودشان بصورت آگاهانه و فی سبیل الله فعالیت دارند کلیه عملکرد انها نیز باید در این راستا و با صرف انرژی مضاعف انجام گیرد.

یک مؤسسه خیریه فقط در مقابل افراد تحت پوشش مسئول نیست. این مؤسسه باید در برابر افراد حامی نیز احساس مسئولیت کند. موضوع خیلی ساده است. فردی که تلاش می کند و پولی را کسب می کند و برای راضی کردن قلب خویش و احساسی که نسبت به همنوع خود دارد ، با الهام از پروردگار یکتا ، به مؤسسه خیریه می بخشد ، کمکهای غیرنقدی می کند و انتظار دارد کمکها دقیق و حساب شده به دست صاحبان اصلی برسد. ما در مجموعه آرزو همه توان خود را به کار گرفتیم تا این مهم عملی شود. اگر مشکلاتی بود که حاصل بی تجربگی بود یکی یکی حل شدند تا به نتایج موفق تری برسیم. برای همین منظور فرم های مخصوص طراحی شدند و تلاشها به سمت هر چه بیشتر اطلاع رسانی فعالیتهای انجام گرفته معطوف شد. بار دیگر این مهم را مدیون سایت مغان ارس هستیم. تنها سایتی که از پوسته خود تقریبا خارج و آنرا تماما و شبانه روزی در اختیار مؤسسه قرار دادم تا به معرفی این مجموعه خیرخواهانه در سراسر کشور و حتی در سطح بین المللی بپردازم. عده ای از دوستان به اینجانب خرده گرفتند که سایت مغان ارس نباید صرفا خیریه ای باشد و ترویج فرهنگ منطقه نیز باید در برنامه کار این سایت مشهور منطقه مغان باشد. بنده اگرچه امتیاز این سایت را بر عهده خودم داشتم ولی واقعیت این بود که سایت مغان ارس یک سایت منطقه ای و ملی شده بود و به این دوستان حق می دادم و از طرفی از مسئولیت خودم در این سایت به نفع مؤسسه آرزو استفاده می کردم.

استخدام کارکنان و نمایندگان در آرزو

اولین کارکنان آرزو استخدام شدند. خانم ها لیلا قبادی و سهیلا اسدی . استخدام در مؤسسه آرزو یک فرایند ساده بود. هرکسی که می توانست باری از دوش هیئت مدیره بردارد و دارای صلاحیت های اولیه بود برای خدمت در آرزو شایسته بود. این دو نفر به همین منظور استخدام شدند. کاری که باید انجام می دادند خیلی زیاد بود. تقریبا آنها همه کارهای لازم اعم از اداری و مددکاری را انجام می دادند. بنده در مصاحبه ای که با آنها انجام دادم متوجه شدم برای کاری که انتخاب کرده بودیم خیلی خوب بودند و در مدت خدمتشان تا سال ۱۳۹۵ آنها در مسئولیت خودشان با موفقیت فعالیت کردند و کارکنان دیگری هم به آنها پیوستند. خانم شلاله جهانگیری ( حسابدار ) ، خانم سیمین پور کریمی ( مددکاری) از دیگر کارکنان در مؤسسه آرزو بودند.

رفته رفته نمایندگان آرزو در بخش جمع آوری قلک نیز به آرزو اضافه شدند. فعالیتها شکل اداری تر به خود گرفتند. هر روز یک تجربه و تجربه های بیشتر به سبد فعالیتهای آرزو اضافه می شد. فعالیت مدیر عامل مانند همیشه بصورت فی سبیل الله ادامه یافت.

داوطلبان در خیریه

فعالیتها با صرف انرژی و زمان و با شور و شوق زایدالوصفی ادامه یافت.

در هر نهاد و خیریه نیروهای بالنده و داوطلب وجود دارند. آنها ستون های اصلی مؤسسه های خیریه هستند. آرزو نیز از این موضوع مستثنی نشد. یکی از دلایل فعالیت افراد داوطلب در آرزو شفاف سازی و ارایه گزارشات مالی و عملکرد این مؤسسه بود. آنها در واقع اعتماد و اعتقاد به کارهای این مؤسسه داشتند.

در مؤسسه آرزو مشغول ایجاد زمینه های فعالیت در سطح گسترده بودیم. قلکهایی که باید توزیع می شدند هنوز خریداری نشده بودند . از صندوق های سطح شهر خبری نبود. پیشرفت چندانی در کارها نداشتیم و دفتر تقریبا خالی از هر گونه امکانات سخت افزاری و نرم افزاری بود. بودجه لازم وجود نداشت و  با یکسری از همکاران مشکل داشتیم و نمی توانستند خودشان را با شرایط مؤسسه وفق دهند . بهر تقدیر باید تعریف مشخصی از شرایط افراد برای حضور در آرزو داشتیم و حتی سپردن مسئولیت به اشخاص با دقت و وسواس بیشتری باید انجام می گرفت. ما نمی خواستیم تجربه ما ناموفق از آب در بیاید و در اینصورت نمی توانستیم الگویی خوبی برای دیگران باشیم که اکنون در منطقه خودمان و در بسیاری جاها دوستان ، صاحب نظران در این کار خیر اذعان دارند که آرزو در مقیاس منطقه ای که فعالیت دارد  موفق است و این تعارف نیست و اگر چه ما برای پیشرفت همیشه باید نقصان ها را بیشتر از نقاط قوت بپذیریم.  اولین اقدامات در شهریور ۱۳۸۹ برای خرید قلک های پلاستیکی یکبار مصرف که بشکل کلبه بود و به رنگ سبز بود انجام شد.

بنده به همراه مرحوم شادروان غفار برزگر خزانه دار وقت آرزو به خرید قلک از اردبیل اقدام کردم. این موضوع که اسم آرزو به گوش افراد خیّر برسد به آرزوی ما تبدیل شده بود. تلاشها در جهت شناساندن این مؤسسه میرفت نتیجه بدهد ، اما حرکت کند بود.

وجود یکسری سلیقه های متفاوت در داخل مؤسسه مشهود بود. در هر نهاد مردمی و خیریه ای یک حرکت باید نظام مند و دارای چهارچوب مشخص باشد. ما در هیئت مدیره به این مهم دست یافتیم و یکدست شدیم تا کارهای مؤسسه نتیجه بخش باشند. این مستلزم اقدام بر پایه عقل و منطق بود و ما متفق القول به این باور رسیدیم و تغییراتی در شیوه اداره و مدیریت موسسه بوجود آوردیم.

انتخابات هیئت مدیره در سال ۱۳۸۹

در سال ۱۳۸۹ مجبور شدیم تغییراتی در اعضای هیئت مدیره بدهیم. مسئولیت آرزو بعنوان مدیرعامل به بنده داده شد و آقای منصوری رییس هیئت مدیره و بقیه دوستان نیز در مسئولیت خودشان باقی ماندند. محمدرضا نریمان قایم مقام و غفار برزگر نیز خزانه دار بود. اعضای هیئت امناء در جلسات حاضر می شدند و با حمایتهای دورادور از دست ما می گرفتند. در همه نهادهای مردمی آنهایی که سکان اصلی را در دست دارند و با جدیت به جلو می روند سعی می کنند در هیئت مدیره حضور داشته باشند و نظر به اینکه بوجود آورنده این نهاد هم تقریبا خود ما بودیم و احساس می کردیم نباید کم بیاوریم و لازمه این احساس اقدامات مستمر و سخت کوشانه بود. در داخل این هیئت مدیره ، مدیرعامل بیشترین بار را بر دوش دارد و بقیه نیز به فراخور مسئولیت حضورشان در مؤسسه یا نهاد مردمی سهم دارند. اما اتحاد و یکرنگی در هیئت مدیره است که نتیجه میدهد. بخصوص ارتباط مدیرعامل و رییس هیئت مدیره مهم است و اینها در واقع زیرساختهای مؤسسه را تعیین و روی آن تاکید دارند. بقیه دوستان در هیئت مدیره تاثیرات مهم دارند. حضور مستمر در جلسات و اعلام رای و نظر و ارایه پیشنهادات و انتقادات از سوی آنها مهم هستند. بسیاری از مؤسسات از عدم حضور هیئت مدیره و هیئت امناء در جلسات شکایت دارند. این مهم در آرزو حل شده بود و با اطلاع رسانی های بیشتر ما نتیجه می گرفتیم.

مرحوم غفار برزگر در جلسه هیئت مدیره حرف خوبی زد. ما باید کسانی را به داخل هیئت مدیره بیاوریم که در شهر شناخته شده و اعتبار مردمی داشته باشد. هر کسی نمی تواند این نقش را بعهده داشته باشد.

ارتباط با پزشکان و تشویق آنها

بنده بلحاط اینکه فعالیت مستمر در عرصه اطلاع رسانی هم در دنیای مجازی و هم در دنیای مطبوعات داشتم از این فرصت برای شناساندن افراد و پزشکان و اشخاص خیرخواه استفاده می کردم. معرفی پزشکان ماهر و حاذق و بویژه جراحان و متخصصان در اولویت کاری من بود. همین موجب می شد این عزیزان به ارزش کار ما پی ببرند و با ما همسو شوند. رفته رفته این ارتباطات نتیجه دادند و آنها به تشکیل کمیته پزشکان آرزو رضایت دادند.

از جمله کسانی که بیشتر با ما در ارتباط بودند دکتر غلامرضا عبادی بود. وی ریاست کمیته پزشکان را بعهده داشت. دکتر محمدرضا پاکدل که در آن زمان مدیر شبکه بهداشت و درمان شهرستان پارس آباد بود با ما در ارتباط تنگاتنگ بود. وی به همراه بنده ( سعید مجردی ) و آقای خردمند در همایش سرطان ، راهکارها و چالش های اجتماعی در سال ۱۳۸۷ در زنجان شرکت کرد.

دکتر علی اسماعیلی پزشک متخصص اطفال نیز با ما همکاری خوبی داشت و همواره مدافع آرزو بود. وی با قبول مسئولیت هیئت امناء با ما بیشتر در تماس بود. بعد از عزیمت دکتر عبادی به تهران ، دکتر اسماعیلی ریاست کمیسیون پزشکی آرزو را بعهده داشت. این کمیسیون ترکیبی از پزشکان داوطلب و خیرخواه می باشد که با قبول فقط پنجاه درصد از هزینه ها مددجویان ما را مداوا می کردند .

غفار برزگر در یک حادثه رانندگی به خاطره ها پیوست

غفار برزگر خزانه دار و عضو هیئت مدیره آرزو در یک حادثه رانندگی در حوالی یازده شب در بیستم آبان ماه ۱۳۸۹ جان به جان آفرین کرد. این معلم دلسوز و خیرخواه با مرگ زودهنگام خود ، خانواده ، دوستان و ما را در آرزو در ماتم فرو برد. درگذشت غفار برزگر به خواست الهی فرصتی شد برای آشنایی بیشتر فرهنگیان ، معلمان و اقشار مختلف مردم با آرزو .

در هفته نامه ندای مغان که بنده سردبیر بودم با تیتر بزرگ به این فقدان جانسوز اشاره کردم. جزییات تصادف و واکنش دوستان به این فقدان بزرگ و خدمات نوع دوستانه مرحوم برزگر خیلی برای ما تاثیرات مثبت داشت. آرزو یکسره غرق ماتم شد. دانش آموزان و معلمان و مردم به مؤسسه می آمدند و ما برای آنها صحبت می کردیم و از آمال و آرزوهای غفار سخن می گفتیم. به دلیل خوشنامی که ایشان در جامعه فرهنگی و دانش آموزی داشتند تاثیرات سخنان ما هرچه بیشتر بود. در شبی که این بزرگوار به رحمت ایزدی پیوست بنده  برای شناسایی پیکر این معلم گرانسنگ به سردخانه دعوت شدم. تصادف شدیدی کرده بود و در دم جان سپرده بود. من به همراه یکی از دوستان که مسئول وقت تربیت بدنی بود به بیمارستان مراجعه کردم. در داخل قفسه سردخانه غفار را دیدم و شناختم. یک صحنه بسیار غم انگیز که بهت و حیرت ما را برانگیخت. تصویر دو دختر این معلم بزرگوار در دو طرف جا کلیدی نظر ما را جلب کرد. اشک در چشمان ما نقش بست.

زندگینامه معلم بزرگوار غفار برزگر

غفار برزگر فرزند یوسف در سوم خرداد ۱۳۴۷ در روستای ایران آباد از توابع شهرستان پارس آباد دیده به جهان گشود. وی ابتدایی را در همان روستا تحصیل کرد و برای ادامه تحصیل در دوره راهنمایی در پارس آباد ثبت نام کرد و به مقطع بالاتر علمی دست یافت. غفار دوره دبیرستان را در هنرستان کشاورزی در سراب به اتمام رساند . وی به درس خواندن اهمیت زیادی می داد و در میان همکلاسی ها و معلمانش به دانش آموز سخت کوش و مقید به اخلاق و نیکوکاری مشهور بود. غفار از تربیت معلم تبریز قبول شد و پس از دو سال تحصیل در رشته حرفه و فن فارغ التحصیل گردید و بعنوان معلم کار خود در مدارس پارس آباد را آغاز کرد.

غفار برزگر همواره معلمی خوش خلق و وارسته بود. او با کرداری نیک همه دانش آموزان را شیفته خود کرده بود و در عین حال از تدریس و خدمت به انسانها لذت می برد و برای دانش آموزانش الگو و اسوه بود . سایر همکاران این معلم دلسوز نیز از رفتار و کردار ایشان درس می گرفتند. جابر برادر غفار در باره خصوصیات ایشان می گوید : ” غفار فردی دلسوز بود و همواره سعی می کرد مشکلات مردم و بستگان را حل کند. غفار در دوران نوجوانی هم این خصلت را داشت . وی در دوران مدرسه معمولا تغذیه خود را نگه می داشت و وقتی کسی احتیاج پیدا می کرد با خوشرویی آن را می بخشید.

مرحوم غفار برزگر در دوران نوجوانی و جوانی علاقه زیادی به نقاشی و شعر داشت. او همواره به پدر و مادر خود احترام می گذاشت و تا آخرین روز زندگی خودش از پدرش که از سال ۱۳۶۹ با بیماری دست به گریبان بود مراقبت و نگهداری کرد و اورا مرتب برای درمان به نزد پزشک و به بیمارستان می برد و وظیفه فرزندی خود را به نحو احسن ادا می کرد. غفار که در سال ۱۳۷۲ ازدواج کرده بود برای خانواده نیز همسری مهربان و برای فرزندانش هانیه و حنانه پدری فداکار بود.

غفار برزگر در سال ۱۳۸۶ با سعید مجردی که همکار فرهنگی بود از نزدیک آشنا شد و این دوستی به همکاری در مؤسسه آرزو منجر شد. در اوایل تاسیس آرزو ، غفار برزگر در جلسات پی در پی که تشکیل می یافت با شور و علاقه زیاد شرکت می کرد و به علت استعداد و توانایی این معلم بزرگوار و دلسوز وی بعنوان خزانه دار و عضو هیئت مدیره آرزو معرفی و انتخاب شد.

غفار از همان بدو ورود به آرزو در تقویت سیستم اداری و زیرساختهای مالی و حسابداری آرزو نقش اساسی ایفا کرد. مجردی مدیر عامل آرزو در باره شخصیت غفار برزگر می گوید : ” شخصیت خیرخواهی آقای برزگر در فرآیند تشکیل این موسسه بسیار تاثیرگذار بود. ایشان چهارمین نفر بودند که وارد مؤسسه آرزو شد و با ورود ایشان به آرزو روند اقدامات برای رسمی شدن مؤسسه شدت گرفت . همه ما میدانیم که حضور ایشان تا چه اندازه موجب تسریع در رشد و توسعه مؤسسه گردید. چنین بود که وقتی مجوز آرزو اخذ شد دیگر استاد برزگر در این دنیا نبود و دارفانی را وداع گفته بود. پایه گذاری بخش مالی مؤسسه آرزو ، تحریر دفاتر مالی و پرداختن به شفاف سازی ، ترغیب همکاران فرهنگی به عضویت و کمک به مؤسسه آرزو از جمله اقدامات این بزرگوار بود. آقای میرمحمد تقی منصوری رییس هیئت مدیره آرزو در باره غفار برزگر می گوید : ” استاد برزگر شاگردان زیادی تربیت کرده و به ثمر رسانده اند و از سال ۸۶ که موسسه آرزو تاسیس شد بسیار خالصانه اعلام کرد که تا جان در بدن دارم در خدمت موسسه خواهم بود که چنین نیز شد. ایشان نزدیک چهار سال فعالیت کردند “.

شادروان غفار برزگر با مددجویان سرطانی تحت پوشش آرزو برخوردی خداپسندانه داشت و خدمت به این قشر را وظیفه انسانی و الهی خود می دانست . مرحوم گنجی از مددجویان تحت پوشش آرزو در باره اخلاق و کردار غفار می گوید : “آقای برزگر در دفتر مؤسسه مشغول فعالیت بود . قرار بود برای بنده چک بانکی صادر شود. وی چک بانکی را سریعا تهیه و اولین چک آرزو برای حمایت از بنده را نوشت. آقای غفار برزگر انسان شریف و بزرگوار بود. همواره با خوشرویی برخورد می کرد. ”

غفار برزگر به سرنوشت مؤسسه آرزو خیلی می اندیشید و همیشه در جلسات می گفت :”  نباید سکان این کشتی خیرخواهی را به دست هرکسی بسپاریم. اگر روزی قرار باشد مؤسسه باشد و خدمت کند باید افراد مناسب و خوشنام در جامعه در این مجموعه خدمت کنند تا به اهدافی که بخاطر آن تلاش کرده ایم برسیم. ”

هانیه برزگر که در زمان فقدان جانسوز پدر دختر نوجوانی بود و اکنون دانشجوی موفقی است در اولین سالگرد فقدان پدر چنین گفت : ” پدرجان از هنگامیکه رخ در نقاب خاک کشیدی و تا به امروز خاطرات نیکوکاریهای تو در هر کوی و برزن شهرمان پیداست. مؤسسه خیریه آرزو که با زحمات و تلاش های شما و همکارانتان شکل گرفت اکنون در کنار بیماران مبتلا به کانسر مثل کوه ایستاده است و بیماران نیازمند را یاری می نماید.روزی که تو را بر دستان مردم دیدم که تابوت تنت را تا منزلگاه ابدی ات حمل می کردند دنیا برایم تیره و تار بود اما امروز از این خوشحال هستم که نهال خیرخواهی که شما در کاشتن و پرورش آن نقش دارید به برگ و بار نشسته است. امروز من می توانم سرمرا بالا بگیرم و از داشتن پدری مانند تو افتخار کنم ”

غفار برزگر در سال ۱۳۸۹ در دانشگاه ضمن خدمت فرهنگیان در اردبیل در مقطع لیسانس مشغول به تحصیل بود و همزمان به تدریس در پارس آباد ادامه می داد . آقای برزگر در شبی پاییزی در ۱۹ آبان ماه ۱۳۸۹ در یک سانحه رانندگی در سن ۴۲ سالگی به درود حیات گفت. فقدان این معلم دلسوز برای مؤسسه آرزو بسیار سخت بود. اما تاثیراتی که این معلم بزرگوار از خود بیادگار گذاشته بود تا به امروز روشنی بخش افراد خیرخواه در خدمت به همنوعان بوده است. هر سال در مؤسسه آرزو یاد و خاطره این انسان وارسته گرامی داشته می شود تا شمع وجودش که روشنی بخش  خانه و کاشانه نیازمندان و بیماران بود  و به زندگی آنها روشنایی میداد همواره فروزان باشد. روحش شاد ، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد .

مراقب سلامتی خودمان باشیم

مترجم و مؤلف این کتاب خانم نرگس بوذری با بنده تماس گرفت و از جزییات کتابش سخن گفت. این کتاب آنقدر اهمیت داشت که برای ما بعنوان هدیه ای ارزشمند برای جامعه هدف یعنی خیرینی که سالم بودند و بویژه بانوان تا بتوانیم اولین اقدامات خودمان در پیشگیری از سرطان را جامه عمل بپوشانیم.

این کتاب ویژه آشنایی خانم ها با روش های پیشگیری ، تشخیص و درمان سرطان سینه می باشد که تالیف و ترجمه سرکار خانم نرگس بوذری با ویراستاری خانم نیلوفر بوذری و زیر نظر پزشک متخصص و جراحی عمومی جناب آقای دکتر مرتضی عطری و دکتر معصومه گیتی متخصص رادیولوژی نگاشته شده است . این کتاب زیر نظر کرسی یونسکو در آموزش سلامت به رشته تحریر در آمده است و مطالعه آن را به همه دختر خانم ها ، خانم های خانه دار و شاغل ، مراکز و کلینیک های مرتبط با درمان بیماریهای زنان و پرستاران و ماماها و تمام کسانی  که به نحوی از انحاء با مسایل زنان سر و کار دارند توصیه گردید.

مطمئنا پیشگیری و علاج واقعه قبل از وقوع یک امر مهم و حیاتی است. امروزه با پیشرفت دانش علوم پزشکی ، انسانها قبل از هر گونه واهمه و ترس از نتیجه بیماریهای غیرمترقبه می باید به موضوع افزایش دانش و آگاهی خود از اندام خود پرداخته و نتایج قابل توجهی از آن بگیرند.

خانم بوذری که کتاب ارزشمندشان ابتدا با نام زندگی با سرطان سینه و بعد بخاطر دادن امید به بیماران که لازمه یک کار موفق داشتن امید در انجام آن است با نام ” مراقب سلامتی خودمان باشیم ” و با تایید یونسکو چاپ شد. ایشان لطف کرده بودند از اینجانب در مقدمه نام برده و بخاطر مشارکت در بخشی از کتاب ایشان قدردانی کرده بود .

خانم نرگس بوذری با مشاهده عملکرد شفاف و ارزشمند آرزو در مواردی  پولی بابت کتاب نگرفت بلکه شخصا مبلغی را که ما به ایشان بابت کتابها داده بودیم به حساب مؤسسه برگرداند.

از این کتابها در آموزش خانواده ها و همچنین برای استفاده خانم های خیر و حتی بیماران مورد استفاده قرار گرفت و تاثیرات مثبت آن مشاهده شد.

عیادت از بیماران

داستانی واقعی از این دیدارها بهمن ماه ۱۳۸۹ ( نقل از خبرنامه آرزو )

قسمت این بود.   یک داستان واقعی

ما در واقع در آرزو هر روز شاهد یک اتفاق جالب و قابل توجه بودیم. هیچوقت این اتفاقات بدون حکمت نبودند. انگار همیشه شخصی از بالا به تعبیر بهتر خداوند و فرشتگانش این نهاد مردمی را هدایت می کرد. این داستان هم که آنزمان منتشر شد یکی از این حکمتهای الهی است. نتیجه را توضیح نمی دهم تا شما خودتان با جزییات آن دقیق آشنا شوید.

یکروز صبح در دفترموسسه آرزو نشسته بودیم و طبق روال عادی در حال برنامه ریزی برای موسسه و همچنین نوشتن چکهای بیماران تحت پوشش بودیم که زنی جوان با دو فرزند خردسال وارد موسسه آرزو شد. وی سراغ رییس موسسه را گرفت که به وی تفهیم شد در موسسه آرزو رییس وجود ندارد و همه مطیع امر خدا هستند و یک کار جمعی برای رضای خدا در این موسسه در حال انجام است و آن کمک به بیماران مبتلا به سرطان می باشد. فضای موسسه را سکوت فرا گرفت. این خانم جوان با دو فرزند خردسال در حالی که به گوشه ای خیره شده بود ، سخن خود را چنین آغاز کرد که با دو فرزندش در گوشه ای از این شهر در غم و درد ناداری و بی سرپرستی غوطه ور است و هیچ ندایی به فریادهای کمک خواهی وی پاسخ نمی دهد. اشگ در گوشه چشمانش جمع می شود. می گوید : همسرم معتاد شد و هر چه داشتیم از دستمان رفت و اکنون نیز در زندان بسر می برد. ما خوشحالیم که وی در زندان است تا شاید بتواند ترک کند ! نگاههای ما به دختر بزرگ این خانم جوان افتاد که در عالم کودکی غرق در بازی بود و او بارگرانی را که بر دوش مادر جوانش سنگینی می کرد درک نمی کرد .او هیچ کس و هیچ پولی ندارد تا بتواند حداقل اجاره منزلش را بدهد و برای امیدی واهی منتظر است تا همسرش از زندان بیرون بیاید و وی نجات یابد.

در هر حال راهنمایی های لازم برای وی انجام گرفت تا با مراجعه به مراکز فوق درخواست کمک نماید و این کار از حوزه موسسه خیریه آرزو خارج است و وی نیز با دیدن فضای موسسه ، قبول کرد که آرزو جای وی نیست. اما مبلغی از جانب خودمان به وی دادیم تا شاید چند روزی توان اداره کردن خانه و کودکانش را داشته باشد.

دو روز گذشت. فردی خیّر از ما خواست تا برای سه نفر از بیماران و نیازمندان آذوقه ای برسانیم.

مقصد مشخص شد و یکی از این سه مقصد منزل آن خانم بود. اما آدرس دقیق در دست ما نبود و سراغ وی را از نزدیکی محل سکونت وی گرفتیم. به ما گفتند : ما می شناسیم. او خانمی جوان است و دو فرزند دارد و همسرش نیز در زندان است و … خوشحال شدیم که مشخصات دقیقا همان بود که ما دنبالش هستیم. پس از دادن سهم بیمار تحت پوشش آرزو ، از صاحب خانه خواستیم خانم مذکور را به منزل خودش دعوت کند تا آذوقه و وسایل خریداری شده را ببرد. وی قبول کرد و رفت سراغ خانم تنها و مظلوم و دارای دو فرزند خردسال . دقایقی بعد صاحب خانه بیمار تحت پوشش آرزو به همراه یک خانم و دو فرزند خردسال وارد شد. نگارنده متوجه شد که این خانم فرد دیگری است و آن خانم تنها که مد نظر ما بود نمی باشد. فرد خیّر که آذوقه را مهیا کرده بود در جریان گذاشته نشد. خواربار و وسایل تحویل این خانم شد که وی نیز دو فرزند دارد و همسرش به علت اعتیاد در زندان است !! بچه های وی نیز خردسال و مظلوم و خانه محقر و لباسهای ژنده پوش وی حاکی از نهایت فقر را داشت. این خانم آذوقه ها را گرفت و شکر گذار درگاه الهی شد. فرد خیّر خوشحال شد که در کنار موسسه آرزو ، گاه به مواردی از این دست هم می تواند کمک نماید. نگارنده نیک می دانست این آن خانم نیست و موقع خروج از خانه یواشکی به صاحب خانه جریان را گفت و از وی درخواست کرد که موضوع را سربسته نگه دارد.

قسمت این بود و باید این آذوقه به دست این خانواده که آنها نیز بی سرپرست و دقیقا با شرایط آن خانم بودند می رسید. خدا همه کارها را مدیریت می کند. از آنها خداحافظی کردیم تا با خیّر یادشده به منزل یک معلول که نیازمند می باشد و هر از چندگاهی یادی از این مرد و خانواده اش می کردیم برویم. فرد خیّر یک مرغ هم برای وی خریده بود. وقتی از صندوق عقب این مرغ را برمی داشتیم متوجه شدیم نانی را که برای آن خانم خریده بودیم نیز فراموش کرده ایم و در داخل ماشین مانده است. این نان نیز قسمت این معلول نیازمند شد. در حالیکه از علی انسان نیازمند خداحافظی می کردیم به این فکر می کردیم که امشب هیچ آذوقه ای به دست کسی که برایش خریده شده بود نرسید و در عوض دو خانواده دیگر از این آذوقه بهرمند شدند. شاید امشب آن خانم و بچه هایش نیت کرده بودند به کسی کمک کنند تا مبادا فردی از جنس خودشان گرسنه سربربالین بگذارد و خدا توسط خیّر موسسه آرزو نیت آنها را برآورد کرد. شاید هم به ما امر شده بود که بشتابید امشب گرسنگانی از جنس شما منتظر رحمت الهی هستند.

یک پیام امیدوار کننده برای آرزو

 از پیامهای تاثیربخش و امیدوار کننده پیام فردی بنام محمد بود که برای ما خیلی تاثیر گذاشت. محمد با عنوان ” خدا قوت آرزوی آرزومندان ” به آرزو نوشت : ” سلام . خدا قوت بعضی از مردان یک تنه امتی بزرگند؛و در کنار سجاده خود خلقی را هم نفس و یک صدا به دعا کشیده اند،و پیش پیش نسلی از جنس و جوهره خودشان را در صف صالحات و باقیات قرار داده اند ،که مبادا به وقت وصال حقیقت مطلق از صف انبیاءو اولیاء حضرتش وامانند. خداوند سبحان بعضی از مواهب و اشاراتش را دروجود مربیان بزرگ وغایت محور در غنی ترین شکل ممکن به ودیعه نهاده تاحول شمع وجوداین خواص نظم ونسق واقعی در طبیعت جامعه حاکم گردد.جمع کثیری از محضر شما آموختند همان حد که حد و ظرفیت داشتند.آموختن که فروتنی از جنس شما یعنی به کار بردن واژگان زمینی برای معانی آسمانی – شرمنده و شرمسار همیشگی خجلت زده بذل محبت و جود و بزرگواری شما . ”

انتشار خبرنامه داخلی آرزو

انتشار خبرنامه در بهمن ماه سال ۱۳۸۹  شد. طراحی خبرنامه و تایپ آن توسط اینجانب انجام گرفت. خبرنامه اگر قرار بود منتشر شود باید تاثیراتش را در جامعه می گذاشت. انتشار خبرنامه به معنی این بود که ما در آرزو حرفی برای گفتن داشتیم. کسانی که عمرشان را بصورت رایگان و فی سبیل الله در طبق اخلاص گذاشته اند تا از دست افراد نیازمند و مبتلا به سرطان بگیرند اگر کارشان شفاف نباشد نمی توانند حرفی برای گفتن داشته باشند. اما این مهم ادامه یافت و بنده تا آخر مسئولیتم چهل و هشت نسخه خبرنامه از فعالیتهای مؤسسه را منتشر کردم. در این خبرنامه ها کلیه گزارشات عملکرد و اخبار مربوط به اقدامات آرزو درج می شوند . حتی گزارشات ریز مالی و اینکه چه کسانی کمک کردند و ما چگونه کمک کردیم و هر اتفاق که می افتاد به اطلاع خیرین گرانقدر میرسید. اسامی پزشکان خیر و نوع دوست ، تصاویر کودکان حامی  ثبت می شدند. اما رفته رفته تصمیم گرفته شد کمکها بصورت کلی بیان شوند چرا که خیرین از اینکه اسامی شان درج شود راضی نبودند. بنده شخصا همه کارهای خبرنامه آرزو را از نوشتن خبر ، تایپ و انتشار آن بصورت رایگان بعهده گرفتم و تا آخرین شماره نیز به همین منوال پیش رفت. از طرف دیگر رفته رفته سایت آرزو نیز در دومین خریداری شده توسط بنده طراحی شد و همین سایت هم در این مدت توسط بنده مدیریت شده و تحریر شده است .در حالیکه مدیرعامل مسئولیتهای سنگین تر دیگری دارد که لازم بود کسانی پیدا می شدند و از گوشه کار می گرفتند و این میسر واقع نشد. در همه مؤسسات و نهادهای خیریه لازم است این مهم مد نظر باشد. افرادی که بعنوان داوطلب ، حامی و از اعضای اصلی وارد فضای خیریه می شوند باید افرادی باشند که اولا سواد لازم برای کار با کامپیوتر ، و تکنولوژی را داشته باشند و دوما باید تقسیم کار جدی صورت بگیرد. لزوما مؤسسات خیریه بر عهده یکی دو نفر نباید باشد و به گونه ای باشد که با نبود یک نفر یا چند نفر موسسات خیریه از مسیر و ابهت و بزرگی خودش فاصله نگیرد. در این خصوص در بخش های بعدی صحبت خواهد شد.

عملکرد آرزو از نگاه خبرهای منتشر شده :

در برنامه اختتامیه طنز شادمانه شهرستان گرمی مغان

فرشاد جعفرزاده هنرمندی که جایزه دومیلیون ریالی خود را به آرزو اهداء کرد

متن خبر: دومین جشنواره طنز شادمانه در شهرستان گرمی مغان با شرکت هنرمندانی از شهرهای گرمی ، پارس آباد، خلخال و اردبیل برگزار گردید. گروه مغان هنر به سرپرستی هنرمند عزیزشهرمان جناب آقای غریب منوچهری ( عضو هیئت امناء آرزو ) ، با کارگردانی خانم سولماز ندایی و بازیگری آقای فرشادجعفرزاده و خانم سولماز ندایی مقام دوم بازیگری استان در طنز شادمانه را کسب کردند.

در اختتامیه این برنامه لوح و تندیس و جایزه دومیلیون ریالی به این هنرمندان اهداء گردید که همواره در صحنه هنر و تئاتر و پرده های مختلف سینما و فیلم کوتاه با شایستگی حضور داشته اند. آقای فرشادجعفرزاده هنگامیکه لوح تقدیر و جایزه دومیلیون ریالی خود را در برنامه اختتامیه دریافت کرد اعلام نمود که جایزه خود را تقدیم بیماران تحت پوشش مؤسسه آرزو می نماید. این اقدام بسیار ارزشمند این هنرمند که خصلت هنرمندی و نوعدوستی آن هرکسی را در این برنامه تحت تاثیرقرارداده است ، بطور سمبلیک مردم بزرگوار شهرستان گرمی مغان را به حمایت از بیماران سرطانی فرا می خواند. بهرتقدیر اول خردادماه ۱۳۹۰ آقای فرشادجعفرزاده به همراه آقای غریب منوچهری و علی محمدزاده و یکی دیگر از هنرمندان مغان هنر در دفتر مؤسسه آرزو در شهرستان پارس آباد حاضر و مبلغ دومیلیون ریال تقدیم آرزو  نمود و به تعهد و وظیفه انسانی خود دربرابر بیماران نیازمند جامه عمل پوشاند و ثابت کرد که هنرمند می تواند مانند همیشه هنر خود را با لیاقت مراقبت نماید.

سعید مجردی مدیرعامل آرزو ضمن تقدیر و تشکر از آقای جعفرزاده هنرمند بزرگوار و سایر عزیزان مغان هنر بوی‍ژه از خدمات ارزشمند جناب آقای غریب منوچهری در توسعه هنر در منطقه ، کار نمادین آقای جعفرزاده را از جهات بسیار ستود و گفت : ” بسیار شادمانیم که هنر را از این زاویه ببینیم که در عرصه نیاز و خیرخواهی با این قدرت و شدت حضور پیدا می نماید و تاثیر ماندگار از خود بجا می گذارد. آقای فرشاد جعفرزاده درباره احساس خود بخاطر کمک به بیماران سرطانی چنین گفت : ” ای کاش از یادمان نرود که بچه های نیازمند آرزو هم خواهران و برادران ما هستند. در شادیهایمان آنان را نیز شریک کنیم حتی با یک لبخند.

کمکهای هنرمندان به آرزو

اقدامات خیرخواهانه ما در آرزو در برابر دهها خانواده پارس آبادی از زبان یک هنرمند غیربومی و میهمان ستـوده می شود و در واقع آقای رحیم بلندی ، کارگردان و فیلمساز کلیبری جایزه دو میلیون و پانصد هزار ریالی خود را تقدیم بیماران مبتلا به سرطان تحت پوشش آرزو نمود.

اختتامیه این برنامه با همـکاری هنرمندان شهرمان بویژه عـزیزان هنرمند مؤسسه فرهنگی و هنری مغان هنر و در راس آن آقای غریب منوچهری انجام گرفت از حاشیه های زیبایی برخوردار بود. از جمله این حاشیه ها اهدای جایزه نقدی دو میلیون و پانصد هزار ریالی توسط کارگردان برجسته آذربایجان شرقی جناب آقای رحیم بلندی از کلیبر بود که اثر ارزشمند فیلم داستانی کیوره که توسط ایشان ساخته شده است و مقام دوم جشنواره را به خود اختصاص داد جایزه بدست آمده را وی به بیماران تحت پوشش سرطانی آرزو اهداء نمود. آقای بلندی هنگامیکه لوح تقدیر و جایزه نقدی را دریافت کرد در پشت تریبون قرار گرفت و اظهار داشت : ” من در این جشنواره استعدادهای بسیار درخشانی در زمینه هنر و فیلم و عکس دیدم که اکثراً جوان و نوجوان بودند و از مسئولان ذیربط درخواست می نمایم از آنها بطور جدی حمایت کنند تا استعدادهایشان بیشتر شکوفا شود. ” و ادامه داد : ” بنده جایزه نقدی خودم را به بیماران سرطانی تحت پوشش آرزو تقدیم می نمایم. ” این اقدام کارگردان توانای کلیبری تحسین حضار را برانگیخت و همگی یکصدا با دست زدنهای ممتد ایشان را تشویق کردند.

سعید مجردی مدیر عامل آرزو که بعنوان مسئول روابط عمومی جشنواره فعالیت داشت ضمن قدردانی از این هنرمند بزرگوار ، نوع دوستی ایشان را که شایسته رتبه های بالاتر است به ایشان تبریک گفت و اظهار داشت : ” کار شما انگیزه حامیان و تلاشگران مؤسسه خیریه آرزو در حمایت از بیماران مبتلا به سرطان را قوی تر کرد و شما به این جشنواره که هفت روز مزین به صندوق خیرخواهی آرزو بود چهره معنوی عمیق تری بخشیدید . ”

تجلیل از پزشکان و تلاشگران عرصه سلامت و بهداشت

گاه در آرزو کارهایی انجام می دهیم که تعجب و شگفتی همه را بدنبال دارد. تودیع و تجلیل یک پزشک کار سازمانی ما نیست ، اما در واقع وظیفه اخلاقی و انسانی ما می باشد. روی همین قضیه ما چند جلسه تجلیل برگزار کردیم که خیلی ارزشمند بودند و تاثیراتش را هم در همان پزشک و قدرشناسی ایشان دیدیم و هم تاثیراتش را در سایر پزشکان دیدیم که برای همکاری با آرزو همیشه قدم به جلو گذاشتند.

در دفتر مؤسسه خیریه آرزو مراسم تودیع و خداحافظی با دکتر عبادی برگزار شد :

تجلیل و قدردانی از دکتر غلامرضا عبادی پزشک دلسوز و متخصص

و رئیس افتخاری کمیسیون پزشکی مؤسسه خیریه آرزو

منبع : ( سایت آرزو آبان ماه ۱۳۹۰ )

دکتر غلامرضا عبادی متخصص بیماریهای عفونی و ریه ، پزشک دلسوز و متعهد . رئیس کمیسیون پزشکی مؤسسه خیریه آرزو ، پزشک حاذق و ماهر که همه بیمارانش را دوست داشت و همه او را بواسطه خصلت انسانی بزرگی که دارد و بخاطر سواد و تاثیرگذاری عجیبی که بر روی بیماران داشت و موجب نجات جان آنها می شد دوست دارند. دکتر  جهت خدمت رسانی به بیماران به شهر تهران عزیمت می نمایند.

دکتر غلامرضا عبادی وقتی در منطقه پارس آبادمغان حضور نداشت یعنی نزدیک ده سال قبل ، همه بیماران رشته مربوطه ، به شهرهای تبریز ، تهران مراجعه می کردند. بسیاری از بیماریهای سرطان در مراحل اولیه تشخیص داده نمی شدند و بیمارانی که از ناراحتی های ریه و عفونی رنج می بردند بخاطر نبود پزشک متخصص بلاتکلیف بودند. شاید هم بسیاری از آنها بخاطر کمبود امکانات حتی به شهرهای دیگر هم مراجعه نمی کردند.با آمدن دکتر غلامرضا عبادی به پارس آباد سیر صعودی تشخیص و معالجه و درمان این بیماریها خودش را بخوبی نشان داد. دکتر همواره لبخند بر صورت داشت و با دلسوزی و دردشناسی زایدالوصفی بیماران خود از پیر و جوان و کودک و نوجوان را می پذیرفت و به معالجه آنها با همت خداوند متعال اقدام می کرد.اگر بگوییم هزاران نفر از قبل زحمات این دکتر وظیفه شناس زندگی تازه یافتند شاید باز کم گفته ایم. کسی که بدون ادعا بود و کارش در حد فوق تخصص و بارها گفته شد که دکتر صرفا برای خدمت به بیماران و مردم محروم منطقه مانده است و از ادامه تحصیل فعلاً منصرف شده است و به تخصص بسنده کرده است تا وظیفه انسانی خودش را بیشتر به منصه ظهور برساند. کاری که دکتر توحید ایمانی متخصص قلب و عروق هم بدان پایبند بوده و بسیاری از دعوتها و موقعیتها را بخاطر خدمت به مردم این منطقه رد کرده است و شاید هم خیلی ها از این موضوع اطلاعی ندارند.

وقتی دکتر عبادی با سعید مجردی ( مدیر عامل مؤسسه آرزو ) تماس گرفت و از رفتن به تهران سخن گفت بهت و حیرت بسراغ ایشان آمد. باور کردنش سخت بود ولی بالاخره بخاطر مصلحت زندگی شخصی و خصوصاً اهداف خاصی که دکتر برای خدمت به خانواده خودش هم دارد و یک کار صدرصد واجب است این مهم باید اتفاق می افتاد. دکتر عبادی با این تصمیم خود بهرحال دوست دارانش را در اندوه قرار داد و این نه از سر خواستن که بخاطر ذات و جوهره دنیاست. هرکسی بیاید بالاخره باید برود و برای کارهای بزرگتری دست یابد.  همه اهالی پارس آباد اتفاق نظر دارند که رفتن دکتر عبادی برای پارس اباد یک ضایعه بزرگ است. دکتر عبادی تکرار نشدنی است. امیدواریم فردی با خصوصیات اخلاقی ایشان در این رشته بزودی به منطقه بیاید . امیدواریم دکتر عبادی هر وقت امکانش شد باز هم به منطقه بازگردد.مؤسسه آرزو بر آن شد از پزشک دلسوز قدردانی کنداینجا سخن از یک عمر خدمت است. براستی چه کسی متولی تقدیر و تشکر است؟ از کسانی که عمری را در خدمت به بشریت صرف می کنند بالاخره باید قدردانی کرد. امیدواریم این مهم یادمان نرود که اگر تقدیر و تشکر نکنیم به تعداد انسانهای خوب افزوده نمی شود. کسانی که خالصانه خدمت می کنند و یا کسانی که بخاطر پول از پذیرش بیمار خودداری می کنند را باید از هم تشخیص داد و فرق قایل شد.

دکتر غلامرضا عبادی از جمله انسانهای بزرگی است که بخاطر عشق به مردم خدمت کرد. او نه تنها یک دکتر متخصص است بلکه نویسنده توانا و معلم ارجمندی است. نوشته های این پزشک حاذق که در تمام این مدت در سایت مغان ارس در بخش پزشکی نوشت و به سئوالات پزشکی از سرتاسر ایران و جهان در این سایت پاسخ داد را نباید فراموش کنیم. این مطالب هنوز هم موجود هستند و صدها نفر از آنها استفاده می نمایند. دکتر عبادی در دبیرستانها حاضر می شد و از طرح های علمی دانش آموزان بازدید می کرد و به آنها روحیه می داد. وی با اولیای مدرسه در تماس بود و از تخصیص اعتبار برای پروژه های علمی دانش آموزان حمایت می کرد.دکتر در جلسات پرسش و پاسخ با دانش آموزان دبیرستان دخترانه فرزانگان و در طرح کمیسیونهای علمی و تخصصی آنها شرکت می کرد و علیرغم خستگی حاصل از کار زیاد در مطب با روحیه استادگونه سخن می گفت. او انسان تمام عیار است که هرگز نخواست حرف کسی بر زمین بیافتد.

قدردانی هرچند ناچیز . یک تندیس ، یک لوح و یک دسته گل و یک دنیا محبت ، اینها چیزهایی بودند که مؤسسه آرزو تقدیم دکتر عبادی کرد. بعنوان پزشک متخصص که رییس کمیسیون پزشکی آرزو بود و دهها بیمار سرطانی را رایگان می پذیرفت و پرونده آنها را مطالعه می کرد و برای تحت پوشش قرار گرفتن به مؤسسه آرزو معرفی می کرد. وی در جلسات کمیسیون پزشکی به همراه دکتر علی اسماعیلی ، دکتر احمد قندهاری و دکتر رضا مقصودی به بررسی همه جانبه پرونده پزشکی بیماران نیز می پرداخت و آنها را در جهت ادامه درمان به پزشکان فوق تخصص خون و آنکولوژی و جراحان حاذق نیز معرفی می کرد. بگذریم که برخی از پزشکان بقول معروف قبله آرزو را هم نمی شناسند !

جزییات جلسه قدردانی از دکتر عبادی : جلسه قدردانی از دکتر عبادی در روز ۲۸ مهرماه ۱۳۹۰ راس ساعت ۱۰ صبح در محل دفتر مرکزی مؤسسه خیریه حمایت از بیماران مبتلا به سرطان آرزو برگزار شد. پزشکان متخصص عضو کمیسیون پزشکی آرزو آقایان دکتر احمد قندهاری جراح و متخصص مغز و اعصاب و ستون فقرات ، دکتر علی اسماعیلی متخصص بیماریهای کودکان ، دکتر رضا مقصودی ( متخصص علوم آزمایشگاهی ) و دکتر ضیاد دادگر ( متخصص جراحی عمومی و معاونت شبکه بهداشت و درمان شهرستان پارس آباد ) از جمع پزشکان به این جلسه دعوت شدند که دکتر دادگر به علت حضور در اتاق عمل و دکتر مقصودی به علت حضور در کنفرانس علمی در تهران در جلسه حاضر نشدند.اعضای هیئت مدیره آرزو و  اعضای کمیته پیشگیری نیز در این جلسه حضور داشتند. خانواده محترم دکتر عبادی هم دعوت شده بودند که حضور بهم رسانیده بودند.

جلسه با سخنان کوتاه سعید مجردی مدیر عامل آرزو آغاز شد. وی از احساسات خود سخن گفت و اظهار داشت رفتن دکتر بقول استاد منصوری هم جای خوشحالی دارد و هم جای ناراحتی . از این که وی به زندگی خود بیشتر سر و سامان میدهد و به خواسته خود عمل می کند خوشحالیم و از اینکه منطقه پارس آباد وی را از دست می دهد ناراحت… بهرحال آنچه صلاح است اتفاق می افتد. وی حضار را به نگاه کردن به کلیپ کوتاهی از فعالیتهای دکتر عبادی دعوت کرد که احساسات جمع را بر انگیخت.

سپس میرمحمد تقی منصوری رییس هیئت مدیره به احترام دکتر عبادی از جای خود برخاست و گفت :” ضمن عرض سلام خدمت میهمانان گرامی و ارجمند از اینکه دعوت مؤسسه را پذیرفته اید و تشریف آورده اید تشکر می کنیم که این جلسه برای قدردانی از پزشک دلسوز و حاذق جناب آقای دکتر عبادی ترتیب داده شده است. “وی همچنین اظهار داشت : دکتر عبادی سالهاست خالصانه در کنار بیماران حضور دارد و آنها را معالجه کرده است که من از طرف خودم و از طرف مؤسسه آرزو تقدیر و تشکر می نمایم. جناب آقای دکتر عبادی از بدو تاسیس مؤسسه آرزو تا به امروز ریاست کمیسیون پزشکی این مؤسسه را تقبل کرده اند. وی با گشاده رویی از بیماران استقبال کرده است. جناب آقای دکتر عبادی . آقای مجردی هم فرمودند از رفتن شما هم خوشحالیم و هم ناراحتیم. خوشحالی از این بابت که بنا به مقتضیات خانواده تشریف می برید  به تهران انشاء اله در آنجا زندگی خوبی خواهید داشت و باز هم خدمت خالصانه تان را در آنجا نیز ادامه خواهید داد. از این ناراحتیم که یکی از پزشکان بزرگوار و خیّر این منطقه به منطقه دیگری انتقال می یابد و میرود. امیدواریم در هر مکان و زمان در کنار خانواده با خوشحالی به زندگی خود ادامه بدهید.  امیدواریم در تهران با مؤسسه ارزو در ارتباط تنگاتنگ باشید تا از تجربیات شما و راهنمایی تان استفاده نماییم. از خانواده محترمتان نیز بی نهایت سپاسگزاریم. جا دارد در اینجا از جناب آقای دکتر قندهاری عضو کمیسیون پزشکی مؤسسه آرزو  که زحمتکش و افتخار منطقه ما هستند ، بارها اعلام کرده ام تقدیر و تشکر نمایم و از جناب آقای دکتر اسماعیلی رییس هیئت امنای مؤسسه آرزو هستند و عضو کمیسیون پزشکی آرزو که فردی بزرگوار و خیّر است تقدیر و تشکر می نمایم. از جناب آقای دکتر ضیاء دادگر و دکتر رضا مقصودی هم که بخاطر کاری که داشتند نتوانستند حضور بهم رسانند تقدیر و تشکر می نماییم.

در ادامه جلسه دکتر علی اسماعیلی رئیس هیات امناء آرزو ، عضو کمیسیون پزشکی آرزو و رئیس نظام پزشکی شهرستان پارس آباد به ایراد سخنرانی پرداختند. وی به سبک استاد منصوری دبیر پیشکسوت از جای خود برخاست و چنین گفت : زحمات دکتر غلامرضا عبادی در نظام پزشکی ملموس بود و از راهنماییهای ایشان در خدمت به بیماران در آنجا بیشتر استفاده شده است. دکتر عبادی عضو هیئت مدیره نظام پزشکی و عضو هیئت بدوی انتظامی نیز بود و زحمات زیادی در این راه متقبل شد. دکتر عبادی در هیئت بدوی با جدیت و با صبر و حوصله به تخلفات پزشکان نیز رسیدگی می کرد .دکتر اسماعیلی افزود : نظام پزشکی یکی از قدیمی ترین نهاد های غیردولتی کشور است. امسال هم طبق معمول جلسه ای بمناسبت روز پزشک توسط  نظام پزشکی برگزار شد که دکتر عبادی بعنوان پزشک نمونه معرفی شد و از ایشان قدردانی بعمل آمد.دکتر اسماعیلی لوح تقدیر زیبایی که توسط نظام پزشکی تهیه شده بود را قرائت کرد و تقدیم دکتر عبادی نمود و حاضران به تشویق دکتر پرداختند.

در بخشی از این لوح تقدیر آمده است : زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست ، هرکسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود ، صحنه پیوسته به جاست ، خرم آن نغمه که مردم بسپارند بیاد . دکتر اسماعیلی خطاب به دکتر عبادی گفت : انشاءاله که صحیح و سالم باشید و نغمه شما همیشه در یاد ما خواهد بود.

دکتر احمد قندهاری سخنران دیگر بود. این پزشک حاذق و جراح زبردست مغز و اعصاب از جای خود برخاست و چنین گفت : اینگونه فکر می شود که جایگزینی رشته مهم است در شبکه ، مثلا یک پزشک رفت پزشک دیگری می آید. در صورتی که من فکر می کنم تبحر و شخصیت پزشکی دکتری که رفته طبعاً جایگزین نخواهد داشت. تجربه هم داشته ایم پزشک متخصصی رفته و متخصص دیگری آمده است و دیده ایم که نتوانسته آن جایگاه را داشته باشد. بنده هم به شخصه خوشحالم که دکتر برای خاطر اهداف خودشون میروند ولی از یکطرف هم ناراحتیم که در همین چند روز که دکتر نبودند واقعاً یکسری مریض ها مشکل داشتند. بهرحال امیدواریم کسی بیاد که بتونه این مشکل را حل کند. من حرف خاصی ندارم و فقط آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.

دکتر غلامرضا عبادی برای ایراد سخنرانی دعوت شد. وی اظهار داشت : قبل از هرچیز من خودم را لایق اینهمه که فرمودید نمی دانم. بنده استادی داشتم بنام استاد یلدا که شاید بخاطر استفاده از محضر این استاد بود که این رشته را بنده انتخاب کردم . ایشان واقعا معلم اخلاق پزشکی بودند. وی همیشه جمله ای را به ما گوشزد می کرد که ” بودن مهم نیست چگونه بودن مهم است.” وی می گفت اگر این حرف را در زندگی خود الگو قرار دهید زمینه موفقیت های شما را فراهم می آورد. بنده با نیت خیر به این منطقه آمدم. کارهایی که مستلزم حرفه پزشکی بود و از دستمان بر می آمد انجام دادیم. مؤسسه آرزو که چهار پنج سال است تشکیل یافته است تا آنجا که امکانش بوده از بار علمی که داشتیم می خواستیم کمک کنیم. در جلسات بازآموزی مدیران آموزش و پرورش ، بخصوص در بحث بحران های پیش آمده در شهرمون در زمینه آنفولانزای پرندگان آموزش های لازم انجام دادیم ، در بحث مجروحان شیمیایی با بنیاد شهید همکاری داشتیم ، سعی کردیم در این مدت در کنار بیماران باشیم. بنده هر کاری کردم در این مدت با پشتوانه خانواده بود. اگر ایشان تحمل نمی کردند شاید نمی توانستم خدمتی انجام داده باشم. بعلاوه کمکهای بقیه دوستان بخصوص دکتر اسماعیلی که همیشه در کنارمان بوده است. از ته دل می گویم هر کاری صورت گرفته بخاطر رضای خدا بوده است و هیچگونه چشمداشتی ندارم و صمیمانه از اینکه این جلسه را گذاشته اید از تک تک شما تشکر می نمایم. نمیدانم چگونه تشکر کنم فقط می گویم که دست هر کدام شما درد نکند و امیدوارم بتوانم در اینده با همت و کمک خداوند باریتعالی فرصتی داشته باشم که این محبتهای شما را جبران نمایم.

در ادامه همسر محترم دکتر عبادی سرکار خانم ویدا شعله کردار برای سخنرانی دعوت شد . وی گفت : ” من هم تشکر می کنم از مؤسسه آرزو  و از همه پزشکهای محترم ، و حرف دیگه ای ندارم تشکر می کنم اولاً از کار شما ( خطاب به مؤسسه آرزو ) کار واقعا خدایی انجام می دهید در مؤسسه آرزو ، من الان واقعا این فیلم های آرزو  را دیدم تحت تاثیر قرار گرفتم و امیدوارم این کارتون ادامه داشته باشه و بقیه پزشکان هم همکاری بکنند. خانواده های دیگه همکاری کنند و این کار شما ادامه داشته باشه. خیلی ممنونم و بهرحال از بابت این جلسه ای که تشکیل دادین ممنونم . متشکرم. ”

نمایش شئمرسیز کربلا در سینما انقلاب به نفع بیماران مبتلا به سرطان

توسط گروه نمایش مغان هنر بر روی صحنه رفت

مؤسسه خیریه آرزو و گروه نمایش مغان هنر پارس آباد بمناسبت اربعین حسینی اجرای عمومی نمایش شئمرسیز کربلاء  را برای اولین بار با مشارکت هنرمندان نمایش و تعزیه خوانان برجسته منطقه به مورد اجرا گذاشتند.  مبلغ پنج میلیون ریال درآمد حاصل از فروش بلیط این برنامه پس از کسر هزینه های سخت افزاری نمایش تقدیم بیماران سرطانی گردید.   بازنویسی متن و کارگردانی نمایش بعهده آقای غریب منوچهری  بود. که بر اساس نمایشنامه برگزین نوشته حمیدرضا  آذرنگ به رشته تحریر درآورده است.

بازیگران عبارت بودند از : اعتماد اصغرزاده ، فرشاد جعفرزاده ، یاشار هاشمی ، مسلم بایرامی و شاهین مهدی می باشند. مداح اهل بیت : شهروز ایمانی و موسیقی عاشورایی به کوشش فراهم عابدی و بهروز محمدی تهیه شده است.

نمایش شئمرسیز کربلا با استقبال بسیار خوب تماشاگران روبرو شد . این نمایش که داستان شئمر پشیمان را به تصویر کشیده است روایتی از یک تعزیه خوانی است که در یک طرف تاثیر شخصیت و پرسناژ قوی حضرت عباس بیننده را به تعمق و تفکر وامی دارد و بازیگری فرشاد جعفرزاده به شدت آن افزوده است و از طرف دیگر پشیمانی و افسوس که تعلق دارد به شخصیت لرزان ، نادم و فرو ریخته شئمر که با بازیگری اعتماد اصغرزاده که سالهای متمادی این کاراکتر را در شبیه خوانی تجربه کرده است خودش را بیشتر نشان میدهد.

مطالب علمی و پزشکی

از اعضای کمیسیونهای پزشکی آرزو درخواست می کردیم و آنها با اشتیاق و علاقه با ما همکاری داشتند.  مقالات ارزشمند آنها را در خبرنامه و سایت آرزو منتشر می کردیم و در واقع به غنی شدن نشریه آرزو و سایت آرزو هم کمک می کرد.

در گفتگوی خبرنامه داخلی آرزو با دکتر لیلا قوجازاده

بررسی تومور چشم

دکتر لیلا قوجازاده پزشک متخصص چشم در سال ۱۳۵۷ چشم به جهان گشود. وی تحصیلات ابتدایی و راهنمایی خود را در تبریز در مرکز استعدادهای درخشان (تیزهوشان ) گذراند . خانم دکتر لیلا قوجازاده  پزشکی عمومی را در دانشگاه علوم پزشکی تهران به اتمام رساند . ایشان دکتری تخصصی چشم پزشکی را از بیمارستان نیکوکاری تبریز  دریافت کرد.

دکتر لیلا قوجازاده به سئوال خبرنامه داخلی آرزو در خصوص سرطان چشم و علایم آن توضیحاتی ارایه داد. سئوال دیگر این بود که برای درمان این بیماری چه کارهایی باید انجام داد و نقش چشم پزشک در تشخیص زود هنگام این بیماری چقدر می تواند مفید باشد ؟

پاسخ : Leukocoria یا رفلکس سفید مردمک ، در یک نوزاد علل مختلفی دارد. برخی از این موارد نیاز به مداخله اورژانس دارد که از جمله می توان به رتینوبلاستوم اشاره نمود. رتینوبلاستوم یک تومور با رشد  سریع است که از سلولهای حساس به نور شبکیه منشاء می گیرد. این تومور در صورت تشخیص به موقع قابل درمان است. از هر۲۰۰۰۰ تولد یک نفر به این تومور مبتلا می شود. میزان درگیری چشم یا چشم ها با تومور در نحوه انتخاب روش درمانی مناسب مؤثر است. اکثر بیماران مبتلا قبل از سن پنج سالگی تشخیص داده می شوند .موارد دو طرفه قبل از یکسالگی و موارد یکطرفه بین  ۳۰-۲۴ ماهگی تشخیص داده می شوند.

شایعترین یافته در بیمار مبتلا به رفلکس غیرطبیعی مردمک است که به رنگ سفید یا زرد دیده می شود. در سنین بالاتر کاهش دید  در شخص مبتلا می تواند منجر به بروز استرابیسم (انحراف چشم ) گردد. از دیگر تظاهرات آن التهاب و قرمزی چشم  به همراه واکنش  داخل چشمی است . در مواردی که تومور پیشرفت کرده و از چشم بسمت خارج گسترش یافته باشد پروپتوز ، درد ، قرمزی و تغییر شکل چشم بروز می کند.

درمان :

۱- در موارد یکطرفه و یا دو طرفه ولی غیرقرینه تخلیه چشم در رابطه با تومورهای وسیع که بینایی را از بین برده و امکان حفظ چشم وجود ندارد  توصیه می شود که در اولین  زمان ممکن بصورت اورژانس  باید انجام شود. ۲- در مورد تومورهای محدود بدون جدا شدگی شبکیه می توان از کرایوتراپی و لیزر  فوتوکوآگولاسیون و یا پلاک رادیوتراپی برای درمان توده استفاده  کرد و بیمار باید بصورت مستمر از نظر عود تحت نظر باشد.

۳- در مورد تومورهای بزرگ (غیر از موارد خیلی پیشرفته) با استفاده از شیمی درمانی ابتدا تومور کوچکتر می شود و سپس از درمانهای ذکر شده قبلی برای درمان استفاده می شود. ۴- در مواردی که تومور عصب بینایی را درگیر کرده باشد و یا از چشم به سمت خارج گسترش یافته باشد  شیمی درمانی و رادیوتراپی علاوه بر تخلیه چشم (انوکلیشن یا اگزانتراسیون ) توصیه می گردد.

گفتگوی ویژه با دکتر علی اسماعیلی رییس کمیسیون پزشکی آرزو

علائم سرطان کودکان

دکتر علی اسماعیلی متخصص کودکان و نوزادان و دارای بورد تخصصی . وی چهار سال است که رئیس هیئت امنای مؤسسه خیریه آرزو می باشد.  دکتر ریاست نظام پزشکی شهرستان پارس آباد  را  عهده دار  است و بعنوان رئیس کمیسیون پزشکی آرزو (مؤسسه حمایت از بیماران مبتلا به سرطان ) فعالیت دارد. دکتر علی اسماعیلی در سال ۱۳۶۱ وارد دانشگاه علوم  پزشکی  تبریز شد. دوران پزشکی عمومی و تخصصی خود را در همان دانشگاه گذراند. وی در سال ۱۳۷۲ با مدرک بورد تخصصی فارغ التحصیل گردید. دکتر اسماعیلی پس از اتمام خدمت مقدس سربازی از سال ۱۳۷۴ به منطقه پارس آباد مغان عزیمت و از همان موقع در خدمت همشهریان ارجمند قرار دارد.

خبرنامه داخلی آرزو سئوالی را از دکتر در خصوص علائم کلی سرطان کودکان و اینکه اولیاء چه موقع باید به پزشک مراجعه نماید مطرح کرد. از ایشان خواسته شد نقش پزشک متخصص کودک را در تشخیص و ارجاع بیمار به مراکز درمانی و کمک به بهبود ایشان تشریح فرماید.

پاسخ : بسته به نوع سرطان و محل آن ، علائم این بیماری متفاوت است. ولی بطور کلی می توان گفت سرطان وقتی مد نظر قرار می گیرد که چند تا از علایم زیر وجود داشته باشد . الف ) درد یا تب  بیش از  سه الی چهار هفته طول کشیده باشد. ب  ) کاهش وزن ج ) درد گوش مزمن ، ترشحات بینی  طولانی مدت ، تورم ناحیه پشت حلق ، تریسموس (در مورد تومورهای نازوفارنکس یا تومور گوش ) د) بزرگی غدد لنفاوی گردنی در مورد هوچکین و لنفوم  بویژه اگر بدون درد باشد.  ه ) درد استخوانی مداوم لکالیزه (در استئوسارکوم و سارکوم یونیگ  ) بویژه در دهه دوم عمر و) تب با درجه  پایین ، درد استخوانی یا مفصلی ( در لوسمی) .

همانطوریکه ملاحظه می کنید یکسری علایم عمومی که در بسیاری از موارد دیگر حتی عفونتهای ویروسی و … نیز این علایم مشاهده می گردد. لذا والدین توجه داشته باشند که با دیدن هر کدام از علایم فوق جهت بررسیهای تکمیلی به پزشک خود مراجعه نمایند و ایشان با بررسی علایم و معاینات خاص و درخواست آزمایشات لازم به تشخیص  احتمالی نزدیک شده و با ارجاع فوری به مراکز فوق تخصصی امکان تشخیص و درمان سریعتر بیماری میسر می گردد.

در گفتگو با دکتر احمد قندهاری  عضو کمیسیون پزشکی آرزو

علایم تومور مغزی

دکتر احمد قندهاری متولد ۱۳۵۴ از شهر مقدس مشهد . وی  تا پایان دوره دبیرستان تحصیلات خود را در شهر مشهد به پایان رسانید. دوره  پزشکی عمومی را در کنار خانواده در دانشگاه علوم پزشکی مشهد  طی کرد. دکتر احمد قندهاری با رتبه  ۸۹ منطقه یک کنکور سراسری امکان تحصیل در دانشگاه تهران را نیز داشت. بهر تقدیر دکتر قندهاری دوره تخصصی جراحی مغز و اعصاب را در دانشگاه تهران سپری کرد. دکتر احمد قندهاری دوره های تکمیلی جراحی دیسک و ستون  فقرات را در خارج از کشور گذرانده است. وی اکنون چند سالی است که در شهر پارس آباد  در خدمت بیماران است.

سئوال خبرنامه داخلی آرزو از دکتر در باره علایم کلی بیماری سرطان تومور مغزی بود. اینکه فرد چه موقع باید به پزشک مراجعه کند و از چه روشی برای درمان این بیماری استفاده می شود. ضمنا نقش متخصص و جراج مغز و اعصاب در ارجاع سریع بیمار و یا درمان آن چه می تواند باشد ؟

پاسخ : تومورهای مغزی به دو نوع خوش خیم و بدخیم تقسیم بندی شده که از نوع بدخیم بعنوان سرطان نام برده می شود. که در صورت مراجعه سریع عمده تومورهای فوق قابل جراحی و درمان می باشند. خوشبختانه تمامی امکانات جراحی در پارس آباد مهیا می باشد.

علایم تومورهای مغزی متفاوت است. اما شایع ترین علایم عبارتند از سرگیجه شدید ، تشنج ، اختلال تعادل ، کاهش دید و کاهش شنوایی و …

بیماران با بروز علایم فوق به جراح مغز و اعصاب مراجعه نمایند و بعد از معاینه اولیه در صورت لزوم CT مغز و در ادامه MRI  مغز انجام خواهد شد.( زمان انجام این موارد بعهده متخصص جراحی مغز و اعصاب است )

در گفتگو با دکتر عمران قاهری

علایم کلی سرطان

دکتر عمران قاهری متولد ۱۳۴۷ می باشد و در روستای پاراقشلاق از توابع پارس ابادمغان دیده به جهان گشود. دکتر تحصیلات ابتدایی خود را  در روستای فوق به اتمام رساند و برای ادامه تحصیل به پارس آباد آمده و در سال ۱۳۶۶ با اتمام دبیرستان وارد دانشگاه علوم پزشکی  شد و در رشته پزشکی عمومی از دانشگاه تهران فارغ التحصیل گردید. سئوال خبرنامه داخلی آرزو از دکتر عمران قاهری در خصوص نقش پزشک عمومی در تشخیص و ارجاع بیماری سرطان به مراکز تخصصی چه می تواند باشد بود .

پاسخ : سرطان یک واژه کلی است که به خیزش لجام گسیخته سلول گفته می شود که به هیچ طریقی (این خیزش ) قابل جلوگیری نیست. علل متفاوتی هم دارد از جمله سیگار ، سموم شیمیایی ، نور آفتاب ، پاره ای از خوراکیها و بسیاری از علل محیطی و ژنتیکی می تواند در آن دخیل باشد . افراد در معرض خطر باید هر یکسال یکبار مورد بررسی قرار بگیرند. مثلا افراد سیگاری ، زنان بالای ۲۵ سال ، کشاورزان و غیره . پزشکان عمومی در خط مقدم تشخیص هرگونه بیماری بخصوص سرطانها قرار دارند.

اقدامات مؤسسه در حوزه مدیریت مالی و حسابداری

همه طراحی هایی که نام می برم  با نظر بنده و همکاری تناتنگ کارکنان انجام گرفت . طراحی و تهیه قبض مخصوص توزیع کمکهای مردمی به مددجویان و ثبت آنها در نرم افزار مخصوص ، طراحی و تهیه قبض مخصوص دریافت کمکهای مردمی و ثبت آنها در در نرم افزار مخصوص ، ثبت اموال مؤسسه آرزو در دفتر مخصوص اموال و حفظ و نگهداری آنها ، طراحی فرم پنج ( ثبت کلیه ورودی های مالی آرزو علاوه بر اسناد حسابداری) و ثبت آن در نرم افزار مخصوص ، طراحی فرم شش ( ثبت کلیه خروجی های مالی علاوه بر اسناد حسابداری) و ثبت آن در نرم افزار مخصوص ، افتتاح حساب در بانکهای ملی ، صادرات ، مسکن ، قوامین ، پست بانک، مهر ایران و تلاش در جهت افزایش امکان کمک به آرزو و انجام حسابداری مدرن با نرم افزار ویژه با گزارشات خروجی این نرم افزار که امکان دسترسی به محتویات عملکرد مالی را در مؤسسه بسیار آسان و بروز کرده است. همچنین توام با آن تحریر دفاتر مالی ( روزنامه و کل ) ، دسته بندی و بایگانی اسناد حسابداری ، اسکن کردن اسناد حسابداری برای اطمینان از حفظ آنها ، گزارش ماهانه حسابداری و موارد دیگر که در بندهای دیگر هم به آن اشاره شده است.

ارسال گزارشات مالی در هر ماه توسط واحد حسابداری به مدیرعامل و ارایه آن بصورت سه ماهه و شش ماهه به نیروی انتظامی و ارایه آن به هیئت امناء و ارایه تراز مالی و گزارشات دقیق مالی توسط حسابداری . گزارشات در هر ۱۵ و ۳۰ روز از طریق رسانه های موسسه نیز اطلاع رسانی دقیق می شد و ترازهای مالی اعلام می گردید.

در هر سال حسابرسی مالی توسط شرکت معتبر انجام گرفته  و مدارک آن موجود است و منافع و اهداف مؤسسه آرزو در همه شرایط و در چهارچوب قانون رعایت شده است و با حداقل هزینه ، بزرگترین خدمات نوع دوستانه به مددجویان تحت پوشش ارایه شده است . در این گزارشات تاکیدا اعلام شده است که مدیرعامل و اعضای هیئت مدیره ریالی بعنوان حقوق در سالهای مسئولیت بنده نگرفته اند.

حوزه مدیریت ابتکاری :

طراحی و ارایه لوح تسلیت آرزو توسط بنده در جهت کمک به مددجویان تحت پوشش آرزو و جایگزین دسته گل برای تسلیت ، طراحی کارت درمان رایگان آرزو که بر اساس آن ویزیت، تزریقات، سونوگرافی، فیزیوتراپی، اودیولوژی و آزمایشات پزشکی و اقدامات تشخیصی و پزشکی با ارایه کارت درمان آرزو و با مشارکت واحد درمان و پیشگیری آرزو از محل کمکهای خیّرین و با مشارکت پزشکان و مراکز درمانی ذیل برای بیماران تحت پوشش رایگان انجام می گرفت. بنده این کارت را از روی کارت درمان فرهنگیان طراحی کردم و البته با کلی تغییرات در ان و بومی سازی بر اساس نیاز بیماران تحت پوشش آرزو انجام گرفت.

طراحی اخذ کمکهای خیرین از سراسر کشور از طریق پرداخت آنلاین در سایت آرزو با کارتهای بانکی عضو شتاب ، طراحی فرم مخصوص درخواست لوح تسلیت از طریق وبسایت آرزو ، طراحی انواع نرم افزارهای کم حجم برای مدیریت قبوض کمکهای غیرنقدی و فرم های ۵ و ۶ و تمامی ورودیهای مالی و خروجی ها یا همان چکهای صادره ، طراحی صورتجلسه برای هر تک تک قبوض صادره در مؤسسه ، طراحی صندوق مخصوص آرزو به رنگ آرم آرزو و بصورت فلزی توری ، طراحی انواع فرم های مالی ، اداری و اجرایی مخصوص شفاف سازی در آرزو از جمله اقدامات این مؤسسه در حوزه مدیریت ابتکاری است.

مدیریت فرهنگ سازی

برگزاری برنامه های ویژه دوچرخه سواری توسط هیئت دوچرخه سواری آرزو بصورت بین شهری و تلاش در جهت معرفی آرزو با حضور شخص مدیریت عامل و نهادینه کردن فرهنگ خیرخواهی. استفاده از اتومبیل های جمعیت هلال احمر و پلیس راهنمایی و رانندگی و مذاکره با آنها برای همکاری و حفظ سلامتی ورزشکاران خیّر.

استقبال از ورزشکاران خیّر و باشگاهها و مذاکره با آنها برای ترویج فرهنگ خیرخواهی . در مواردی اخبار آنها از شبکه سبلان اردبیل پخش گردیده است ، دیدار قهرمانان ورزشی در سطح استانی و ملی و ارج نهادن به مقام آنها و فرهنگ سازی نوع دوستی از طریق آنها ، اهدای جایزه قوی ترین مردان شمالغرب کشور به آرزو و تشویق ایشان با اهدای آرم آرزو و نصب آن توسط مدیریت عامل در سینه قهرمان و پخش شرح ماجرا از شبکه سبلان

دیدار دانش آموزان از مدارس مختلف از دفتر آرزو و اهدای کمکهای نقدی و غیرنقدی و برگزاری جشن های بهبودی ، دیدار کودکان از مؤسسه آرزو و گرفتن عکس از آنها و درج آنها در سایت و خبرنامه داخلی ، انتشار خبرنامه در چهل شماره تا کنون در جهت فرهنگ سازی خیرخواهی و نوع دوستی ، مراجعه به مساجد و اماکن عمومی و جذب کمکهای مردمی و آگاهی سازی جمعی از طریق سخنرانی و توزیع بروشور ، تشویق خیر گرامی ( خانواده محترم اصولی ) که در یک اقدام نوع دوستانه بخشی از زمین خودشان را برای توسعه ورودی زمین مؤسسه آرزو را بصورت امانی اهداء کردند. اطلاع رسانی در نشریه و سایت بصورت مستمر برای فرهنگ سازی

مدیریت توانمند سازی :

با دهها ساعت مکالمه تلفنی با مراکز مختلف که اکثرا با تلفن شخصی خود بنده انجام می گرفت و تجهیز مؤسسه به قلک های ثابت پلاستیکی ، خرید صندوقهای فلکس و شیشه ای ، صندوقهای فلزی ثابت شهری و تلاش در جهت نهادینه کردن فرهنگ خیرخواهی و شفاف سازی و درج کلیه درآمدها در نرم افزار صندوق ، کمک صد درصدی به هزینه مددجویان کودک تحت پوشش و حمایتهای جدی از درمان ، پوشاک و تحصیل و تغذیه آنها.

استخدام تعدادی از خانم ها و آقایان و ایجاد اشتغال برای آنها با بیمه تأمین اجتماعی در مؤسسه خیریه آرزو ، خدمت فی سبیل الله مدیرعامل و اعضای هئیت مدیره در طول همه این سالها در آرزو ، طرح نشان افتخار و اعطای آن به کارکنان سخت کوش ، خیرین و پزشکان و افرادی که شایستگی خدمت را در سطح عالی کسب کرده باشند .

بحث استخدام و شاغل شدن برخی از جوانان در این موسسه بحث جالبی است. اولا هیچکدام از این عزیزان نسبت فامیلی یا غیره با بنده نداشتند. بنده همیشه شخصا در جلسات مختلف از حقوق این عزیزان دفاع کردم و چرا که اینها در صف اول کار و تلاش قرار داشتند. همه طرح ها و برنامه های بنده را که واقعا سخت و باز عرض می کنم سخت بودند این عزیزان انجام میدادند. در میان آنها نمی توانم تفاوت قایل باشم اما برخی که مسئولیت اجرایی بالاتری داشتند سخت تر کار می کردند و در مجموع نگاه ما بعنوان مدیریت به این عزیزان نگاهی مساوی بود و سعی می شد افراد با توجه به کارآیی و خلاقیت و قاطعیت که داشتند در مسئولیتهای مختلف تقسیم شوند.

دیدار مدیریت عامل از مؤسسات خیریه مطرح در کشور تا حد امکان و ایجاد ارتباط با پزشکان فوق تخصص و دانشمندان این عرصه نظیر پروفسور ناصر پارسا و صدها مورد دیگر برای افزایش توان مؤسسه آرزواز جمله اقدامات آرزو در حوزه توانمند سازی است.

مدیریت ساختاری :

اقدام به خرید زمین ۵۵۵ متر مربع در بهترین مکان شهر ( خیابان شهید پیرزاده و سند کردن آن بنام مؤسسه آرزو ) و استفاده موقت از آن بعنوان پارکینگ آرزو و در نهایت بعلت عدم اقتصادی بودن این طرح برای احداث ساختمان آرزو اقدامات لازم انجام گرفت.

اصلاح نقشه ساختمان آرزو توسط یک مهندس خیّر و تلاش در جهت احداث آن که انشاء اله با هدف احداث ساختمان مؤسسه و در آینده نزدیک درمانگاه شبانه روزی به نفع بیماران و مددجویان تحت پوشش خواهد بود . با تلاش و کوشش شبانه روزی و سپردن مسئولیت به کارکنان و بویژه مدیر اجرایی وقت سرکار خانم اسدی و تلاش و کوشش یکی از نمایندگان بنام آقای سلیمانی در سالهای ۹۴ و ۹۵ موفق شدیم نقشه کامل و جدید زمین فوق را با چشم انداز درمانگاه تهیه کنیم و همکاری نظام مهندسی و مهندسان داوطلب که اخبار و گزارشات آن در مراحل بعدی خواهند آمد پروانه ساخت اخذ شد و جلسات متعدد انجام گرفت و در واقع رایزنی های لازم با خیرین و بان مسکن نیز انجام گرفته بود که با این وجود احداث درمانگاه در این زمین اکنون زمینه های لازم را دارد.

مدیریت فرهنگی و معنوی :

برگزاری یادمان استاد غفار برزگر در هر سال جهت حفظ فرهنگ خیرخواهی ، تجلیل از کارکنان شایسته و اعطای نشان افتخار ، حمایت از کارکنان و نمایندگان از نظر شغلی و درمانی و ایجاد فضای مناسب برای آنها در جهت خدمت به آرزو ، برگزاری کلاسهای آموزشی برای کارکنان در جهت یادگیری قوانین حمایت از مددجویان و در جهت تکریم ارباب رجوع .

تولید کلیپ هایی با محتوای معرفی آرزو و حفظ کرامت انسانی و عدم معرفی اشخاص مددجو و ارایه این کلیپ ها در تبلیغات بازرگانی شبکه سبلان و درخواست از مردم بزرگوار برای کمک به مددجویان ، تدوین کتاب ” فعالیت و عملکرد مؤسسه خیریه آرزو” که فعلا در دست تحریر است .

طرح تشویق پزشکان و برنامه تودیع آنها و اهدای لوح تقدیر و تندیس (پزشکان دکتر قندهاری و دکتر عبادی) و…   طرح تشویق پزشکان بومی بخصوص پزشکان متخصص حامی مؤسسه خیریه آرزو ، فرهنگ سازی اهدای خون با فراخوان مؤسسه خیریه آرزو در ایام ماه مبارک رمضان و استقبال حامیان ، برپایی چادر نوروزی در ایام نوروز و دریافت کمکهای اهدایی مردم خیّر ، برپایی ایستگاه صلواتی در ایام عاشورای حسینی و توزیع احسانات و دریافت کمکهای مردمی و پخش فیلم فعالیت آرزو ، تجلیل از هنرمندان خیر که در هنگام اخذ جوایز در جشنواره های مختلف آنها را به بیماران سرطانی می بخشند و یا با برگزاری تئاتر و نمایشنامه در جهت حمایت از بیماران اقدام می کنند. ، حمایت از هنرمندان که مبتلا به بیماریهای خاص نظیر بیماری کلیوی می شوند. برگزاری مراسم پذیرایی از مددجویان و خانواده آنها در ایام ماه مبارک رمضان در روز تاسوعا تحت عنوان سفره آسمانی و ارج نهادن و تکریم شخصیت مدعوین تحت پوشش در تالار پذیرایی و بصورت توزیع غذای گرم

مدیریت رسانه ای :

انتشار و توزیع ۴۸ فقره نشریه داخلی و ارایه گزارش دقیق از عملکرد ها به مردم بزرگوار و ارسال اخبار فعالیت مؤسسه به خبرگزاریهای رسمی کشور و بخصوص شبکه سبلان و سایتهای مغان ارس ، مغان شهر ، ایرنا ، فارس و آرزو ، راه اندازی سایت رسمی مؤسسه خیریه آرزو و انتشار عملکرد آرزو و همچنین ایجاد امکان کمک از طریق پرداخت آنلاین ، مذاکره و رایزنی با مسئولان بانک قرض الحسنه مهر ایران و ایجاد امکان کمکهای مردمی از طریق خودپردازهای بانک مهر ایران در سطح استان اردبیل.

شرکت مدیر عامل در مصاحبه ها و گفتگوها ی رادیویی و تلویزیونی و رسانه های جمعی  برای تشریح اهداف آرزو ، انجام تبلیغات بصورت بنر در سطح شهر بطوریکه در شهر نام مؤسسه آرزو در هر گذرگاه در معرض دید می باشد. آخرین مصاحبه بنده در مهر ماه ۱۳۹۵ با شبکه اول سیما و به مجری گری سرکار خانم نیلوفر امینی فر و در واقع در یک برنامه پر بیننده یعنی خانواده یک بود. موضوع مصاحبه بنده امید در بیماران مبتلا به سرطان بود.

توزیع بروشورهای بیانگر اهداف آرزو در مراسماتی چون ایام محرم ،ماه مبارک رمضان و ایام عید نوروز ، ارسال خبرنامه به مراکز خیریه و پزشکان مطرح واقع در شهرستانها جهت اطلاع رسانی فعالیت های موسسه آرزو .

مدیریت خیرین :

 برگزاری دیدارها با افراد خیر ، نخبگان ، ورزشکاران ، هنرمندان ، بانوان تلاشگر ، حضور در همایشهای ملی و جهانی . تجلیل از پزشکان ، تشویق آنها برای همکاری ، مصاحبه با پزشکان طرف قرارداد ، درج اخبار موفقیت آنها در نشریه های آرزو ، روزنامه های محلی و سایر و همچنین سایتهای مغان ارس و و آرزو و درخواست مدیریت از شبکه سبلان برای مصاحبه با آنها ( بخصوص در برنامه رادیویی ) و ارسال اخبار آنها به شبکه سبلان که موجب تشویق آنها شده است و اقدامات دیگر که در کارنامه مؤسسه آرزو موجود است و برای به منصه ظهور رساندن آنها مدیریت دهها ساعت مفید وقت و انرژی گذاشته است.

ارسال پیامک به خیرین ، هیئت امناء ، هیئت مدیره و تلاش در جهت شفاف سازی و ارایه گزارش ، حضور در دفتر مؤسسه آرزو ، حتی در ایام تعطیلات و اعیاد ملی و مذهبی ، برپایی چادرها و صرف زمان بصورت فی سبیل الله و مدیریت امور با اتکا به خداوند توانا.

مذاکرات ممتد با مسئولان شرکت های خصوصی و دولتی و آموزش و پرورش و جذب بالای پنجاه درصد از خیّرین فرهنگی برای کمکهای ماهیانه بصورت کسر از حقوق و واریز به حساب مؤسسه خیریه آرزو ، صدور تقدیرنامه مشترک از طریق مذاکره با فرمانداری و تقدیم به خیّرین از جمله معلمان و فرهنگیان محترم و پزشکان خیر.  برگزاری جلسات هیئت مدیره ، هیئت امناء و کمیته های مختلف ورزشی ، بانوان و غیره در جهت افزایش توان مؤسسه ، پذیرش و ثبت نام خیّرین و ثبت آنها در نرم افزار خیّرین.

ترویج فرهنگ خیرخواهی از طریق کودکان حامی که با قلکهایشان در دفتر آرزو حاضر می شوند و عکس می گیرند. دریافت کمکهای غیرنقدی از جمله گوشت قربانی از خیرین و ذبح و بسته بندی و اهدای آنها به مددجویان .  تشویق دانش آموزان خیّر و حضور آنها در مؤسسه برای کمک به همنوعان .

مدیریت تجهیزاتی و اداری :

نصب صندوق فلزی در سطح شهر به تعداد ۵۰ فقره و صندوق های مختلف در سطح ادارات و مراکز عمومی و از جمله طراحی صندوق توری فلزی و نصب در جایگاههای شرکت نفت و پاساژها و فروشگاههای بزرگ و بازارچه های فصلی ، نصب صندوق در شهرهای اسلام آباد جدید و اصلاندوز و جذب مددجویان این شهرها و ارایه خدمات

تجهیز موسسه به امکانات سمعی ، بصری ، آخرین امکانات اداری ، نرم افزاری و استفاده از۱۰ نرم افزار جهت شفاف سازی و کارکرد دقیق. بازرسی ماهیانه عملکرد کارکنان با نرم افزارهای فوق الذکر ، نرم افزارهایی از قبیل حسابداری ، صندوق ، مددکاری ، خیرین و نرم افزار های در یافت و توزیع کمکهای غیر نقدی ،نرم افزار تحریر و ثبت هزینه درمان مددجویان ، نرم افزار ثبت روزانه کمکهای نقدی و صدور چک بر اساس تصویب هیئت مدیره و با نظارت مدیرعامل ، نصب دوربین مدار بسته در دفتر مرکزی و دفتر عصر آرزو برای رصد کردن وقایع و جلوگیری از هرگونه مشکلات احتمالی در مؤسسه و نظارت دقیق بر آن

عقد قرارداد و خرید صندوق های مختلف از شهرستان برای توزیع در سطح شهر پارس آباد

مدیریت مددکاری :

پذیرش مددجویان نیازمند و موردی که در اکثر موارد از مردم فقیر و نیازمند می باشند و در مواردی  هم به علت حمایت  معلمان ، کارمندان ، کارگران از موسسه در مواقع بیماری خاص به کمک آنها می شتافتیم، افراد سرپرست بیکار ، زنان خود سرپرست ، بازنشستگان ، کودکان ، دختران و پسران نوجوان و اقشار متوسط  که آسیب پذیر بودند مورد حمایت قرار می گرفتند و البته در صورتی که به بیماری صعب العلاج گرفتار می شدند. اهدای کمکهای تحصیلی ( برای دانش آموزان و کودکان سرطانی و فرزندان طلاق و خانواده های مددجویان)، اهدای پوشاک (برای مددجویان نیازمند و فرزندان آنها) و معرفی مددجویان به ادارات و نهادهای حمایتی برای اخذ کمکهای بیشتر و در مجموع رفع تمام یا بخشی از مشکلات مددجویان براساس مدارک و اسناد موجود در حسابداری. مراجعه مدیریت و کارکنان مسئول جذب بیش از ۵۰ پزشک خیّر عمومی ، متخصص و فوق تخصص ، آزمایشگاه ، سونوگرافی و قرارداد با آنها بصورت پنجاه درصد تخفیف همکاری و در مواردی صد در صد رایگان.

حمایتهای جدی از مددجویان کودک ، پیگیری برنامه درمانی و ارسال نامه به پزشک معالج آنها و در مواردی حضور مدیر عامل در بیمارستانهای اردبیل و تبریز و دیدار از مددجویان از نزدیک و بررسی مشکلات آنها . درخواست وام های بدون بهره برای مددجویان و پیگیری و کمک به آنها در رفع مشکلات درمانی با هزینه بالاتر.

مذاکره با انجمن های مطرح حامی بیماران سرطانی در جهت اخذ کمک برای پیوند مغز و استخوان مددجویان و استفاده از امکانات آنها برای بستری و سایر موارد که این مددجویان به آن نیاز جدی دارند.

حمایت از دهها بیمار سرطانی از شهرهای گرمی ، بیله سوار ، جعفرآباد ، بابک و اصلاندوز و تمام روستاهای اطراف و حتی از روستای بران تا بخش مرادلو در طول نزدیک ده سال گذشته، برگزاری مراسم و اهدای عیدی به کودکان مبتلا به سرطان در ایام نوروز و اعیاد مذهبی ، افتتاح حساب برای مددجویان بصورت متمرکز و اهدای کارت بانکی به آنها برای سهولت در دریافت هزینه ها ، اهدای کارت ارزاق برای مددجویان و کمکهای موردی ارزاق برای رفع مشکلات تغذیه ای ، تهیه سیستم های گرما زایی و سرمازایی و خرید و اهدای لباس های نو ( از طریق مؤسسه و خیرین) برای مددجویان ، مکاتبات اداری برای رفع مشکلات اداری و درمانی مددجویان

ادامه دارد…

آمار وبسایت
کاربران آنلاین : 0
بازدید امروز : 57
بازدید دیروز : 136
کل بازدیدها : 4102476
:تاریخ بروز رسانی
مهر ۱, ۱۳۹۶