دانش تحریر
ادبیات از منظر نیاز
تاریخ انتشار: سه شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۳ | ۰۵:۱۵ ق٫ظ | تعداد بازدید: 758

 

ادبیات فراتراز یک نگاه ، در تمام زبانها یک نیاز و یک سخن کامل محسوب می شود. انسانها صرفنظر از نژاد ، ملیت و طبقه نیاز مبرم به بیان احساس دارند. چه بسـا همیـن بیـان و نحـوه بـر خورد بـا آن بر بسیاری از دردهـا ورنج ها مستولی می گردد. شاعر یا نویسنده با سبکهای مختلف و گاه با ابداع از سخن دل اشخاص قلم فرسایی می کند. آنچه از دل برآید بر دل نشیند.

نمی توان ادبیات را در خارج از وجود انسان ترسیم کرد. انسان با ادبیات عجین شده و نحوه برخورد او با ادبیات، میزان نگرش و برداشت او از محیط و طبیعت را نیز تداعی می کند. حال تصور کنید فردی را که شاید در یکی از رشته های پزشکی به موفقیت های بزرگی دست یافته است ولی از دنیای ادبیات بیگانه است و او چگونه می تواند با محیط ، جهان و موجودات پیرامون ارتباط برقرار بکند. در یک چنین شرایطی فرد از بیان اندیشه خود عاجز می شود و تجزیه و تحلیل او از محیط ، انسان و جهان حالت تک بعدی به خود می گیرد و از ادبیات، تنها وسیله بیان حقایق، به دور می ماند. شاید برای یک پزشک یا مهندس یا فیلسوف مطالعه فلان رمان ادبی کاری اضافی یا وقت گیر تلقی شود و بقول معروف شاید عده ای فکر کنند که پزشک کجا و رمان بلندیهای بادگیر کجا ؟ یا قصه سفرهای گالیور چه ربطی به رشته فلان مهندس دارد.

اما اصل قضیه همین جا است. انسان موجودی تک بعدی نیست و در وجود متعالی انسان حقایق بالقوه فراوانی نهفته است که تا استفاده نشوند به بالفعل تبدیل نمی شوند. وقتی نویسنده در کتاب آرزوهای بزرگ چارلز دیکنز دنبال ثبوت حقایقی است که روح سرکش خانم هاویشام را آزار داده است ممکن است بسیاری هاویشامهای زنده امروزی از اصل آن خبر نداشته باشند و شاید هم برو بیای خاص خودشان را دارند و تحصیل کرده هم هستند اما در حل ابتدایی ترین مشکل خانوادگی خودشان مانده اند. در اینجا مطالعه سرنوشت هاویشام در رمان آرزوهای بزرگ اثر چارلز دیکنز پرده از حقایق برمیدارد و نشان میدهد که خانم هاویشام با پدیده بی توجهی از سوی همسر و رها شدگی مواجه شده است و همین امر از وی یک موجود انتقام جوی ساخته است و در طول رمان تلاش دارد با استفاده از استلا دختر زیبا روی در مقابل پیپ پسر دهاتی و عاشق ، نبرد تن به تن بسازد. این تخاصم به شکست خود هاویشام می انجامد چراکه اوبه گذشت زمان توجهی ندارد.

اگر کسی نتواند سپاس و قدردانی پیپ را از یک زندانی فراری ، که روزی پیپ برایش قرص نانی داده است و امروز او مقدمه تحصیل پیپ را در لندن آنهم بدون اطلاع وی فراهم می کند درک کند ، مسلما نخواهد توانست به عنصر قدردانی و سپاس بعنوان شاخص اصلی آشتی ها و دوستی ها نگاه درستی داشته باشد.

ادبیات در نوع خود برای انسان یادآور پیامی رساست. چیزی که امکان گریز از آن نیست ، احساس نیکی و خوبی است. ادبیات همین احساس را در انسانها ایجاد می کند. حس گریز از بدی و تلاش برای خوب بودن در ساختن مدینه فاضله بشر نقش بسیار موثری دارد. ادبیات در اشعار سعدی سیاحت برای دانستن و لمس نیکی ها و ترویج پاکی هاست . او توانایی را در دانستن و اقتدار را در بینش و انسجام را در پرداختن به خدا و اتصال به او را آمال بشر قلمداد می کند.

حاقظ شاعر بی ریای ادب پارسی نیز ادبیات را در عشق به معبود و انسجام علایق و دوری از ریا قلمداد می کند. شعر در دستان او هنری است که می آفریند و زنده می کند و از هفت آسمان عشق در پهن دشت معرفت ، اندیشه های رسا می سازد و در زندگی روزمره ی به کار بشر می آید.

آمار وبسایت
کاربران آنلاین : 0
بازدید امروز : 120
بازدید دیروز : 232
کل بازدیدها : 3646274
:تاریخ بروز رسانی
خرداد ۲۲, ۱۳۹۶