دانش تحریر
انگیزش و مدیریت تحول ( نقش محرک ها)
تاریخ انتشار: پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۳ | ۱۵:۲۵ ب٫ظ | تعداد بازدید: 834

نویسنده : مهندس کرمی

محرک های مادی بی شک میتوانند در تشویق مردم برای شرکت در کار نقش داشته باشند .یکی از چالش های مهم شرکت ها تحول روش های پاداش است که مردم را بر می انگیزد. هرچه فرد کمتر پول بدست آورداهمیت مقدار حقوقش بیشتر میشود. یک فرد بیکار و مقروض تنها فکری که در سر دارد این است: چطور میتوانم پول بیشتری بدست آورم؟ کارگرانی که درآمد اندک دارند به حقوق ناچیز اضافه ای که بتوانندبدست آورند چشم دوخته اند. هر چه افراد بیشترپول بدست آورند و بیشتر برای کاری که انجام میدهند دلسوزی کنند اهمیت نسبی پول برایشان کمتر میشود و پول جایش را به قوه تشخیص برای نیل به هدف و آزادی عملمیدهد. به همان اندازه که رقابت بین افراد با صلاحیت شدیدتر میشود مشوق های مادی به تنهائی نمی توانند افراد درستکار را جذب کنند.

 

برای آنهایی که نگرانی مادی ندارند حس رفاه مهم تر از پول است و عواملی که بر رفاه تاثیر می گذارند عبارتند از: تماس انسانی . اعتماد متقابل. حس ارج نهاده شدن و با عدالت رفتار شدن . به علاوه فرصت یادگیری مطلبی جدید و درک استعداد شخصی به ایجاد حس مثبت در افراد کمک می کند. هر کس دوست دارد پول بیشتری بدست آورد پول غالبا” حرف اول را در کار میزند.به ویژه در شرکتهایی که ارزش یک کارمند بر طبق آمار های فروش سنجیده میشود.

 

هرچه حقوق بیشتر شود انتظارات نیز بیشتر میشود نیاز هیچ مرزی نمی شناسد(( خرج کن . خرج کن . خرج کن)) اهمیتی ندارد که در ماه چقدر به حساب شما پول واریز میشود چون به هر حال هرگز کافی نیست وهمیشه شخصی وجود دارد که بیشتر از شما درآمد دارد. این حقوق هادر بیشتر از یک جنبه اهمیت دارند: * حقوق معاش را تضمین میکند و بنابراین مشوقی برای کار است.* مقدار حقوق وضعیت یک کارمند را نه فقط در سلسله مراتبی داخلحرکت بلکه در ارتباط با همسایگان . دوستان و دیگر گروه های جامعه نیز نشان می دهد.* افزایش حقوق تایید موفقیت در کار شما است.* افزایش حقوق ممکن است جبران یک زندگی عاری از احساس و عواطف عمیق با دیگران باشد. ((حقوق خوب مهم است ولی یک محیط کاری مناسب مهم تر از حقوق است )) معمولا” پول آنقدر که تصور میشود یک عامل برانگیزنده نیست. اگر حقوق به قدر کافی بالا باشد هزینه رهن منزل. پوشاک کافی. قرض های موجود و غذا را تامین کند و علاوه بر اینها مقداری دیگر نیز برای تعطیلات سالیانه باقی بماند افزایش حقوق تاثیر زیادی در تقسیم مشارکت کاری ندارد.

 

البته هیچ کس واقعا” قصد ندارد پیشنهاد افزایش حقوق را رد کند . ولی درآمد بالا به زودی یک عادت میشود و امری عادی تلقی میگردد.آنچه کارکنان را تشویق میکندکه بیشتر تلاش کنند بطور نزدیک بستگی به رفاه شخصی و افزایش روابط انسانیو نوع کار مورد نظر دارد. محیط کاری خوب. کار جالب. و چشم اندازهای واقعی در مورد تحول شخصی کارکنان با صلاحیت را مᆲذوب میکند.هنگامی که این عوامل وجود نداشته باشد کارکنان شروع به ورق زدن آگهی های استخدام میکند.اگر حقوق فقط یک عامل ثانوی برانگیزاننده است چرا مردم برای دستمزد های بالا میطلبند؟افرادی که بیش از دیگران صدایشان در می آید معمولا” آنهائی نیستند که در امنیت اجتماعی اند . درخواست برای پول بیشتر . همچنین خواهشی است برای موقعیت بالاتر و توجه بیشتر.مردم با با این کار می خواهند توجه دیگران را به خود جلب کنند: ما در جامعه نقش مهمی ایفا می کنیم . فقط نگاه کنید چطور وقتی ما از کارمان خودداری میکنیم همه چیز بهم می ریزد. آنطور که شایسته ماست به ما توجه کنید. میزان حقوق وضعیتاخص را در سلسله مراتب داخلی شرکت نشان می دهد. هر شخصی حقوق خود را با حقوق همکارانش مقایسه می کند و بسیاری از افراد حقوق خودشان رااندک می دانند.

 

کارمندان دولت حقوقشان را با حقوق کارگران صنعتی مقایسه می کنند. حقوق باید طوری پرداخت شود که کارکنان با توجه به اطلاعاتی در باره خود ودیگران حس کنند منصفانه است.بنابراین مهم است که کارکنان در تعیین معیاری که اساس توقعات حقوق و ارتقاء را تشکیل می دهد دخالت داده شوند. به معیار توجه کنید؟ خصوصیات شخصی مانند تشریک مساعی و میزان ابتکار چه نقشی دارند؟ چه کسی پاداش بیشتری دریافت می کند افرادی که از نیروی بدنی شان استفاده می کنند یا آنان که قادرند محیطی مطمئن و دوست داشتنی ایجاد کنند؟ یک زیر دست و دیوانه قدرت با چاپلوسی برای بالادستشان و فاصله گرفتن از همکاران و هم ردیف هایش. چه میزان سود نصیب خود میکند؟معیار افزایش حقوق باید شناخته شده باشد و همه آنرا قبول کنند .کارکنانی که وظایف مشابه و اطلاعات قابل قیاس با یکدیگر دارند باید تقریبا” حقوق یکسان دریافت کنند.

 

سرخوردگی ناشیاز تبعیض حقوقی باعث از دست رفتن توجه افرادمیشود اگر چه میزان حقوق به خودی خود رضایت بخش باشد. برای کار یکسان غالبا” زنان کمتر از مردان حقوق می گیرند. نکته ای که اینجا اهمیتزیاد دارد عدالت است. اغلب مردم میخواهند پیشرفت کنند و حداکثر تلاش خود را میکنند موفقیت در کار نیاز به پایگاه اجتماعی و خود شناسی را ارضا میکند . شکلی که چنین تاییدی به خود میگیرد ممکن است ارتقای عنوانی جدید یا افزایش حقوق باشد. از طرف دیگر برای انگیزش بسیار مضر است که تمام سال همان کار را با دقیقا” همان حقوق انجام دهیم .

 

از این تقدیر اغلب خانم هایی که آموزش ندیده اند رنج می برند . همچنین مدیران باید به افرادی که برای ارتقاء به موقعیت های مدیریتی طمع ندارند فرصتی بدهند. تایید موفقیت حرفه ای الزاما” نیازی به گرفتن حقوق بالاتر ندارد هر شرکت میتواند تشریفات و علائم مربوط به خود داشته باشد . یک کلمه تشویق کننده از طرف مدیر ممکن است ارزشی معادل طلا داشته باشد. مجله مدیریت ویسن از بررسی اینکه چگونه مردم در یک محیط تحقیقی نسبت به رکود شغلی عکس العمل نشان میدهند گزارشی تهیه کرد .

 

کارکنان به سه دسته تقسیم شدند: ۱- آنهایی که ارتقاء یافته و موفق بودند. ۲- آنهایی که رشته های متنوع شغلی را تجربه کرده اما ارتقاء نیافته بودند. ۳- آنهایی که در شغلشان متوقف شده بودند. گروه اول از همه راضی بودند. این گروه ساعات بیشتری را در محیط کار می گذراندندو به نتایج بهتری نائل میشدند ابتکار بیشتری نشان می دادند و با همکاران و رؤسای قسمت خود و قسمت های دیگربهتر ارتباط برقرار میکردند. برعکس گروه دوم . گروهی که انواع مختلف رشته هارا تجربه کرده . ولی ارتقاء نیافته بودند همان الگو های رفتاری بخت برگشته های گروه سوم را از خود نشان میداᆵند.

 

وضعیت روانشناسی آنان شامل نارضایت. کاهش اشتیاق برای کار . تماس اندک با دیگران. تنهائی. بی عاطفگی. کلافگی. فشار روانی. اضطراب. افسردگی بود. و از نظر جسمی دچار مشکلات تنفسی. فشار خون بالا. زخمها و حمله های قلبی هستند. (( برای افرادی که به دنبال هدف هستند فشار روانی ناشی از افرادی که قادر به درک استعداد ها و رکود در پیشرفت کاری خود نیستند به مراتب سخت تر از فشاری است که از کار بیش از حد ناشی میشود)) .

 

بنابراین توجه کردن به افراد کلید برانگیختن آنهاست. چرا مردم همیشه طالب پول بیشترهستند. در حالی که همه میدانند پول ضامن خوشبختی نیست؟ پول میتواند جبران یک زندگی عاری از تماس حقیقی انسانی باشد. کسی که همیشه سخت کار میکند و مقدار قابل توجهی پول در می آورد غالبا” وقت زیادی ندارد که از ثمرات کارش لذت ببرد. بسیاری از مدیران دوستان نزدیک بسیار کمی دارند بسیاری از آنها اصلا” دوست نزدیک ندارند. زندگی خانوادگی آنان غالبا” قربانی شغلشان میشود . طلاق و به همراه آن از دست دادن بچه ها واقعه ای کاملا” آگاهانه است که توسط بسیاری از افراد به عنوان بهای پیشرفت کاریشان پذیرفته میشود.

 

انسان نمی تواند با نان خالی زندگی کند . احساس رفاه در کار بسیار بیشتر از پول اهمیت دارد از نظر تاریخی ما در موفعیت بی نظیری قرار داریم قرن های متمادی بشر مجبور بوده فقط برای زنده ماندن کارکند اما اکنون برای اولین بار او میتواند از مدیریت فقط نباید به مشوق های مادی اکتفا کند بلکه باید یک جملات استفاده کند . بررسی داخلی برای کشف چیز هایی که کارکنان رادر شرکت برمی انگیزد و چیز هایی که در اتحادیه های کارگری که قرار است منافع بر انگیختن آنهاشکست می خورده انجام دهد. نیروی کار را نمایش دهند باید به خوبی راهنمایی شوند که فعالانه تر در جهت نیازهای غیر مادی اعضایشان مبارزه کنند. (( التماس دعا ))

آمار وبسایت
کاربران آنلاین : 0
بازدید امروز : 24
بازدید دیروز : 235
کل بازدیدها : 3306628
:تاریخ بروز رسانی
فروردین ۲۳, ۱۳۹۶