دانش تحریر
انگیزش و مدیریت تحول
تاریخ انتشار: پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۳ | ۱۵:۴۳ ب٫ظ | تعداد بازدید: 617

انگیزش و مدیریت تحول ( انگیزش و ابداع ) .در مناظره اقتصادی همیشه صحبت زیادی در مورد اندوختن سرمایه وجود دارد ولی در باره ایجاد شرایط پیشرفت مناسب برای مردم کمتر صحبت میشود . اگر شرکت با مشکلات مواجه گردد عذر کارگران خواسته میشود و تجاربشان همراه آنان می رود. اغلب مزایای بهینه سازی در کوتاه مدت فرصت های بیشتر در دراز مدت را از بین می برد. برای مثال صنعت ساختمان سازی در آلمان طی رکود اقتصادی گذشته موجب کاهش کلی در نیروی کارگری آلمان شد اکنون اقتصاد این کشور بسرعت در حال تحول است اما از داشتن کارگران ماهر محرومند. آموزش افراد مشکل است زیرا که به ندرت افراد با صلاحیتی بجا مانده اند که دیگران را تعلیم دهند و در بعضی زمینه ها میانگین سن کارگران بالای ۵۰ سال است.

 

((نبودن کارکنان با صلاحیت = عدم مهارت ))کارکنان مجموعه ای از ماشین های پول ساز بی عاطفه نیستند هر چه کارکنان با صلاحیت تر باشند توقعات بیشتری دارند البته نه فقط در مورد حقوق بلکه حتی در خصوص شرایط عاطفی محیط کاریشان . اگر افراد حس کنند که مافوق شان از آنها قدر دانی نمیکند ممکن است تصمیم به بی اعتنائی بگیرند و هنگامی که از تجربه شان استفاده نکنند عامل بالقوه سود آینده نیز از بین می رود. سازماندهی مجدد نادرست محیط روانی- اجتماعی شرکت را ویران میکند . اطلاعات نادرست رابطه صحیح بین مدیریت و کارکنان را کاهش میدهد و درگیری ها فضا را مسموم میکند . اگر کارکنان دیگر نتوانند از کارشان لذت برند و تمام سیستم های فنی مختلف عالی کار کنند چندان اهمیتی ندارد واقعا” ارزش دارد که از هیچ تلاش قابل درکی برای حفظ انگیزه حتی طی مبارزات فرساینده فروگذار نکنیم.

 

مردمی که دوست دارند کارها را به آرامی ادامه دهند همانطوری که همیشه این کار را انجام داده اند وقتی چیزی ناگهان تغییر می کند دلسرد میشوند . ناامنی فضای مناسبی برای شایعه است و باعث مقاومت میشود راهی که تغییرات در آن صورت میگیرد نشان میدهد که نتیجه نهائی چه خواهد بود. اگر مراحل اشتباه انتخاب شوند سوال ابتدائی مدیر عامل که چطور می توانم هزینه ها را کاهش دهم؟ به آسانی به فریاد مایوسانۀ (( کمک کنید من بر طبق نقشه هزینه ها را کاهش داده ام؟)) تبدیل میشود . اما در این شرایط همه با پوشه های آویزان کار را رها میکنند .

 

تغییردادن طرز نگرش شخص یک فرایند آرام و پرزحمت است و تغییر دادن رفتار از همین قانون پیروی می کند افراد بخاطر خودستائی هایشان فراموش میکنند که یک سازمان چیزی بیشتر از افراد استخدام شده است . شرکت یک خلاء اجتماعی نیست . همکاری تحرک مخصوص به خود را ایجاد می کند . اگر بخواهید به نتایج پایدار دست پیدا کنید باید به همان اندازه که می ستانید بدهید. مدیرانی که رقابت داخل معیوب را کاملا” آگاهانه ترویج میکنند اغلب در دام می افتند . هنگامی که مرحله حسابرسی به به هزینه های داخلی شرکت ابعاد مضحکی به خود بگیرد و معاونان و منشیان شروع به دشمن شدن با یکدیگر کنند و یکدیگر را به تلف کردن وقت متهم سازند معمولا” اولین علائمی است که نشان میدهد مشکل مهمی پیش آمده است.

 

بنابراین ضروری است مدیران با معلومات اساسی روان شناسی انسان آشنا شوند. هنر انگیزش باعث آزاد شدن انرژیهای عاطفی میشود و این به حساسیت و صبر نیاز دارد. انگیزش نیروی پیش برنده است . اگر بخواهید در مردم ایجاد انگیزه کنید باید انگیزه هایشان را بشناسید و نیاز هایشان را ارضا کنید . اما نیاز های آنها چیست؟ طبق تحقیقات انجام یافته در خصوص این سوال که چه چیزی شمارا برمی انگیزد؟ حدود ۶۰ درصد پاسخ ها مربوط به ارضا کردن نیازهای اجتماعی- روانی بود یعنی بازخورد. احساس تعلق داشتن . آزادی. صداقت. مسئولیت. مشارکت و حدود ۲۰ درصد پاسخ ها نیز به ارضای نیاز های شناختی مربوط است یعنی به خود اجرائی . علاقه . وظایف متنوع و چالش ها و فقط ۱۰ درصد پاسخ ها به محرک های مادی مربوط مشود. هنگامیکه محیط کاری فیزیکی رضایت بخش باشد اصلاحات بیشتر تاثیر بهتری بر سودمندی دارد . مدیریت باید بجای ساختن ادارات قصر مانند به نیازهای عاطفی کارمندان تمایل نشان دهد و وقت بیشتری را وقف آموزش ضمن خدمت کند.

 

اغلب مردم در اولین روز کاریشان تهییج میشوند اگر چه به مرور شرایط محیط کار باعث میشود که شوقشان را از دست بدهند . معنای مدیریت خوب آن است که مانع از بین رفتن انگیزش در کارکنان شود. (( نکشتن انگیزش = مدیریت خوب )) انگیزش سازماندهی مجدد را آسان میکند. (( التماس دعا ))

آمار وبسایت
کاربران آنلاین : 0
بازدید امروز : 120
بازدید دیروز : 232
کل بازدیدها : 3646274
:تاریخ بروز رسانی
خرداد ۲۲, ۱۳۹۶