دانش تحریر
انگیزش و مدیریت تحول
تاریخ انتشار: دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۳ | ۱۶:۲۱ ب٫ظ | تعداد بازدید: 680

مهندس کرم بهرامی از مدیران سابق کشت و صنعت مغان

انگیزش و مدیریت تحول (۱- ایجاد دید مشترک) .توجه به دید مشترک و انگیزش در فعالیتهای درون سازمانی اهمیت زیادی دارد و در حال حاضر بسیار اساسی و حیاتی محسوب میشود . زمان تغییر کرده و ما دیگر نمی توانیم گوشه ای بنشینیم و منتظر و شاهد انجام یافتن امور باشیم و بجای بررسی و توجه به فرآیند انجام گرفتن کارها در خصوص نحوه گذراندن اوقات فراغت بیندیشیم . دراین شرایط یا باید تمام قوای خودرا صرف جلو گیری از تغییرات کنیم . یا اینکه بجای شناسائی موانع در پی شناخت فرصتها و موقعیت ها باشیم . در این باره نگرش های جدید مدیران ارزش شنیدن دارد: هر چه تغییر پیش رویمان را بهتر درک کنیم ضرورت آنرا آسانتر در می یابیم و با آمادگی بیشتر از آن استفاده می کنیم و هر چه کمتر آنرا درک کنیم تمایل به امتناع و مقابله با آن بیشتر خواهد بود .

گویی زندگی ما تا حدی به شرایط موجود بستگی دارد. چالش اصلی که یک شرکت در گستره فعالیتهای تجاری خود با آن بر خوردار است ایجاد تعادل میان اهداف کلی و مشخص سازمان (ارزش های سخت ) و ارزش های شخصی کارکنان (ارزش های نرم) است . دیدگاهها راه پیش رو را نشان می دهند ولی برای اینکه دیدگاهها در عمل تحقق پیدا کند یک مدیر به خلاقیت و فداکاری کارکنان نیاز دارد. در واقع وجود فرهنگ مشارکت در سازمان به معنای راه انجام کارها است.

(((موفقیت = فرهنگ مثبت و کارا + اهداف مشخص +دید مشترک))) درگذشته شرکت ها باید به تقاضاهای ارباب رجوع پاسخ می دادند اما اکنون مجبورند قبل از اینکه مشتریانشان مشکلات خود را تشخیص دهند: اقدام کنند. از لوازم انعطاف پذیری این است که به کارکنان قدرت لازم داده شودتا در حیطه مسئولیت خود تصمیم گیری کنند. البته در ادامه راه های جدید همیشه خطر برخورᆵ با موانع وجود دارد. اگر یک اشتباه کوچک خود به خودی به معنای پیش بینی از دست دادن شغل آینده باشد هیچ کس جرات خطر کردن نخواهد داشت.

بنابراین به تک تک کارکنان اجازه داد که بپرسند : اشتباه کنند و قبل از اینکه خیلی دیر شود به اصلاحات ضروری اشاره کنند. هر چه انگیزش در نیروی کار بیشتر باشد علاقه و تمایل به عکس العمل در برابر علائمی که به رویداد های داخلی و خارجی اشاره میکنند بیشتر است. ارتباط باز و آزاد تنها راهی است که از اطلاعاتی که در زمان مناسب به دست افراد مسᆭول میرسد مراقبت میکند و این امر نشان میدهد موفقیت زیادی که در تغییر راهبرد در سطح بالا اتفاق می افتد مبتنی بر اتفاقاتی است که در سطح پائین شᄆکت رخ میدهد.

در آینده تغییر مداوم باید بعنوان پدیده عادی پذیرفته شود بسیاری از شرکتها قبلا”در یافته اند که آینده نگری های طولانی و پیچیده فایده ای ندارد و هر اتفاقی ممکن است در این میان رخ دهد . با آن که در گذشته شرکتها نقشه هایی برای دوره ۱۰ ساله می کشیدند اکنون خود را در طرح های ۳ تا ۵ ساله محدود کرده اند . در آینده مدیران خود رادر موقعیت هایی خواهند یافت که مجبورند تصمیماتی رابر اساس اطلاعات صفر اتخاذ کنند و این امر نیاز به الهام و شامه قوی برای تشخیص ابداعᄃت اجتماعی : سیاسی و فن آوری دارد که ممکن است دیر یا زود از امور ذی اهمیت شرکت به حساب آیند .

هر فرد بایدیاد بگیرد که چگونه در مقابل مسائل نامعلوم تصمیم گیری کند و چطور رویکردی مناسب حتی در تغییرات سهمگین داشته باشد . خصوصیاتی نظیر همدلی و شهود و قدرت سازگاری و تا حدی شناخت طبیعت انسان در این مرحله ضروری است . ارزش هائی نظیر احترام متقابل و قابل اعتماد بودن و نوع دوستی عناصرضروری موفقیت هستند. دور اندیشی با اهداف مدیریت سنتی فرق دارد زیرا نه فقط محدود به تحقیقات هوشمندانه در مورد امکانات نیست بلکه تصورات ذهنی و قوه خیال و الهام مارانیز تحریک کرده و تشویقمان میکند که اهدافمان را مشخص سازیم و اعتقادمان رابه توانائی در رسیدن به آنها تقویت کنیم.

اگر قرار است دور اندیشی به واقعیت تبدیل شود باید در خصوص آن کار کنیم . مشارکت برای نائل شدن به سازگاری مهم است . ما هر روز انتخابهاハ کوچک و با اهمیتی در زندگی داریم هر گاه ارزش های وجودی و رفتار های بیرونی ما هماهنگ باشند ما هرانه آنچه ما را بسوی هدف هدایت میکند انجام خواهیم داد. بنابراین توافق درباره اهداف شرطی لازم برای حفظ شجاعت در زمانهای سخت است. ما باید بدانیم چه می خواهیم . نیروی دانش و پشتکار مان باید بسوی هدفی هدایت شود این هدف باید واضح و دست یافتنی و مشخص بوده و ضمن اینکه خوش بینانه است واقع بینانه باشد . مهم تر از همه اینکه ما مجبوریم کاری بکنیم که به هدفمان برسیم . دور اندیشی نوعی هدف والاست که میتوان آنرا با نوری که راه تاریکی را روشن می کند مقایسه کرد .

بر روی آنچه می خواهید تمرکز کنید نه بر روی آنچه نمی خواهید . ハک پیام مثبت تحریک کننده تر از یک پیام منفی است . شما خواستار احترام و اعتماد متقابل هستید نه مخالف تخطی گروه . شما خواهان فضای کاری مناسب هستید نه مخالف مدیریت نامناسب . اگر بخواهید باعث تغییر شوید مجبورید نشان دهید که آن تغییر مفید است و این که هر فردی فی نفسه میتواند نقشی مثبت داشته باشد اگر فقط از وضعیت امور انتقاد کنید فضائی منفی ایجاد کرده اید . شما بازبانتان مدام در حال فرستادن پیامهائی هستید حالات صورت شما رفتار و صᆵایتان آیینه افکار شماست . آیا برقی در چشمان و لبخندی بر لب دارید یا اینکه دندانهیتان را به علت عدم حصول نتیجه بهم می سائید آیا در حال آرامش هستید یا اینکه به ماهیچه های گردن تان فشار می آورید که ای کاش نامرئی بودید؟ به هر حال بدون در نظر گرفتن اینکه چه می گوئید یا چه میکنید شما علائمی می فرستید که یا مردم را جذب یا دفع می کند؟

افکار منفی شما باعث میشود شما منفی به نظر برسید. آنچه از صحبت نامحرمانه درباره دیگران بدست می آورید اینست که رقیبتان بد نام میشود ام این بدان معنا نیست که مردم به شما احترام می گذارند. مردم به شخصی که از پشت به دیگران خنجر میزند اعتماد نمی کنند. ممکن است مردمی که شما با آنهᄃ هستید حامی غیبت شوندگان باشند . بنابرین همیشه در مورد منافع پیشنهادهای خود صحبت کنید نه در مورد بی فایدگی عقاید دیگران. هنگامیکه هدفتان مشخص است میتوانید تهیه یک راهبرد را آغاز کنید.

اگر شرکت در مرحله ای است که نمی تواند راهبرد راعملی کند بهترین راهبرد هم فایده ای ندارد. سازمانها از تک تک افراد تشکیل شده اند آنها انᄈان هستند نه دستگاههای مادی برای تولید فرآورده . بنابراین مهم است که هر فردی اهمیت خودش را برای رسیدن به هدف مشترک درک کند . برای درک راهبرد یعنی انجام دادن آنچه در موردش تصمیم گرفته ایم نیاز به یک فرهنگ مشترک داریم که اعضای شرکت را ترغیب کند تا هر یک کار خود را خوب انجام دهد. انگیزش میتواند با ارضای نیاز مردم به اینکه احساس کنند به چیزی تعلق دارند و از آنها قدردانی میشود و میتوانند خود را درککنند تقویت شود .

((بنابراین فرهنگ مشترک (چطور) به اندازه طرح (چرا) اهمیت دارد))) برای رسیدن به هدف تمام کارهایتان باید بر آن هدف متمرکز باشد وقتی چیزی راکه در پی آن هستیددر ذهن تان به تصویر میکشید در حقیقت آنᄆا خلق میکنیدو تمام ذهن تان را متوجه آن میکنید واین امر حتی زمانی که مشغول امور دیگر هستیددر مغزتان حضور دارد این امر به شما اطمینان می دهد که شما هوشیار هستید و از موقعیت هایی که بوجود می آیند استفاده میکنید. برای دستیابی به هدفتان باید قدرت اراده و استقامتتان را نشان دهید . شما مجبورید به هدف و راهی که انتخاب کرده اید ایمان داشته باشید باید به آنچه از شما خواسته شده عشق بورزید و اراده شخصی خود رابه منظور پیشرفت بسوی هدف متمرکز کنید .

هنگامی که فاصله زیادی بین هدف و واقعیت وجود دارد ما اغلب طاقتمان را از دست میدهیم و بنظر میرسد تمام مردم دنیا در مقابل ما توطئه می کنند تمام مردم به سرعت حرکت می کنند و فقط ما مجبوریم آهسته و با زحمت حرکت کنیم . این خیلی بی انصافی است اختلاف بین موقعت موجود و نتیجه دلخواه ((تنش خلاق)) نامیده میشود بجای اینکه برای خودتان احساس تاسف کنید سعی کنید آنرا یک منبع انرژی در نظر بگیرید که شما را به تلاقی با چیزی هدایت میکنند که به هدفمان نزدیک تر خواهید شد. وقتی به موارد اتفاقی بر میخورید به خود ایمان داشته باشید (( نگذارید شکست برایتان معنای شکست دهد)) بلکه آنرا فرصتی برای یاد گیری در نظر بگیرハد . موانع و مقاومتها به شما کمک میکند که قوی شوید و بر داشته های خود تکیه کنید. باغلبه بر موانع اعتماد به نفس تان افزایش می یابد . ((التماس دعا ))

آمار وبسایت
کاربران آنلاین : 0
بازدید امروز : 120
بازدید دیروز : 232
کل بازدیدها : 3646274
:تاریخ بروز رسانی
خرداد ۲۲, ۱۳۹۶