دانش تحریر
رمان های مشهور ادبیات ایران و جهان در دانش تحریر
تاریخ انتشار: دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ | ۲۰:۳۸ ب٫ظ | تعداد بازدید: 294

 

بخشهایی از مقاله چرا رمان می خوانیم ؟  منبع عصر نو

رمان، با گشودن چشم‌های ما به جهان در هم پیچیده انسانی، حساسیتی را تقویت می کند که می توان آن را حساسیت شناختی – ادراکی نام نهاد. حساسیت ادراکی از طریق تفهم جهان انسان ها، سبب می گردد دریافت‌های ما از محیط فزونی گیرد. در ارتباط فراگیر و عمیق، راه‌های کسب و شناخت اطلاعات از پدیده بیش تر می شود. بنابراین گستره و عمق شناخت ما را از زندگی و آدمیان وسعت می بخشد. برخی از ابعاد و اضلاع حساسیت ادراکی‌شناختی، به شرح زیر است:
الف) یکی از ابعاد حساسیت شناختی، دقت در جزئیات و عناصری است که در نگاه اول به نظر نمی رسند. با ممارست در خواندن رمان، دیدن و مشاهده کردن از نوع خاص را تجربه و تمرین می کنیم. با ورزه هایی از این دست، گویی چشم‌های مان چون میکروسکوپ، شاهد ریز دانه هایی می شود که تا کنون مشاهده نمی کردیم. از این رو رمان، تکنیکی است برای مشاهده ی دقیق عناصر و امور نادیدنی و پنهان در کلیات زندگی و سرنوشت انسان.
روایت پرحوصله ی جزئیات یک موقعیت، یک پدیده، یک رفتار و یا حالات یک انسان در وضعیت‌های مختلف، سبب آشنا شدن و فهم کیفیت و ماهیت حالات و رفتارها می گردد. به عنوان مثال، وقتی نویسنده ی رمان، چهره ی اندوهگین، افسرده، غمگین و سرخورده ی یک عابر را با ذکر تمام جزئیات بیان می کند، به واقع، خواننده ی رمان را آموزش می دهد که کدام حالت درونی، واجد چه نشانه‌های بیرونی است. جهان انفس، چگونه در جهان آفاق نمودار می گردد. خواننده از این پس، چهره ی اندوهگین و نشانه‌های اندوهی را که در چهره انعکاس یافته است، در نسبت با بقیه ی افراد، آسان تر خواهد شناخت. زیرا بارها خطوط صورت، حرکات دست و گردن، خیره شدن چشم ها، سکوت ممتدد و یا گاهی پلک زدن مخصوص یک انسان اندوهگین را با تمام نشانه مرور کرده است. در حقیقت رمان، نشانه شناسی رفتاری و نشانه شناسی حالات آدمی را آموزش می دهد. این همان چیزی است که آن را حس ششم می نامند. حسی که از اندوخته‌های نهان و نشانه هایی پنهان از جهان عینی، استفاده می کند. نشانه ها، هر یک، حاملان پیام از جهان دست نیافتنی درونند و مجاری کسب دریافت اطلاعات از ابژه محسوب می شوند. بنابر این، رمان، با انبوهی آشکار کردن انبوهی از نشانه‌ها سبب می شود نشانه شناسی رفتاری تقویت شود و در نتیجه ی دریافت نشانه‌ها از متعلق شناخت، درک وسیع تر، عمیق تر و درست تری از جهان، انسان و زندگی امکان پذیر می گردد.
ب) از سوی دیگر، رمان با تامل در جزییات، سبب می شود چشم‌های ما که به سرعت، از روی رویدادها و پدیده‌ها گذر می کند، از سرعتش کاسته شود، و این گونه می شود که پدیده‌ها را زیر ذره بین مشاهده ی جزیی نگر می برد. تمرینی است برای آرام مشاهده کردن و از این رو با تمام عناصر یک متن، ارتباط برقرار کردن است. درک جزئیات با مشاهده کردن سریع، همسازی ندارد. ویکتورهوگو در “بینوایان” و یا پروست در رمان خویش با نام “در جستجوی زمان از دست رفته”، و “عقاید یک دلقک”، “قطار به موقع از راه رسید”، “نان آن سال ها” (هاینریش بل) در توصیف جزئیات پرحوصله و بدون عجله، ، شاهکارند. این در حالی است که یکی از شاخصه‌های انسان مدرن، عجله و سرعت در ریتم رفت و آمد و زندگی روزانه ی خویش است. رمان، ما را به طمأنینه و آرامش فرا می خواند. زیرا هر چه سرعت گذر از پدیده‌ها بیش تر شود امکان شناخت کمتر می شود و لذت بردن از زندگی کاهش می یابد. برای لذت بردن از جنگل سبز، باید از ماشین پیاده شد و به آهستگی لابلای درختان گام زد و گل‌ها و درختان را از نزدیک و به آهستگی تجربه کرد. آن چنان که “سیلون تسون” از “جنگل‌های سیبری” لذت برده است.
ج) پیامد شناسی رفتار، یکی دیگر از نتایج ممارست در مطالعه ی رمان است. زیرا خواننده ی رمان، در آشنایی با زندگی‌های مختلف و ارتباطات متفاوت که از سوی نویسنده بازنمایی شده است، در می یابد گستره و عمق و مدت آثار رفتاری خاص بر یک شخص چگونه حاصل می شود.

امانوئل روبلس در نمایشنامه “مونتسرا”، نشان می دهد که ما چگونه در چرخه ی سرنوشت دیگران مشارکت داریم و بی‌آن که بدانیم و حتی آگاه شویم، زندگی شخص یا اشخاصی را به بن بست و رنج می کشانیم. پایان دردناک زندگی کسانی را به نمایش می گذارد که قربانی رفتارهای دیگران بوده اند. نیازی نیست تا آدمی در بدبختی و زندگی سراسر رنج دیگران به صورت مستقیم حضور داشته باشد، بلکه ممکن است که شخص، ناخواسته به منزله ی یکی از عوامل موثر در پرونده ی دردناک دیگران حضور داشته باشد. از سوی دیگر، رمان، با روایت کل زندگی و فراز و نشسیب‌های آن، این تحذیر را به آدمی می دهد که در محاسبه و پیش بینی رفتار، نباید صرفا به زمان محدود و آثار کم آن بسنده کرد بلکه باید سهم خود را در سلسله‌ای از کنش و واکنش هایی با آثار دراز مدت مورد مطالعه قرار داد. زیرا در جهان واقعی، یک رفتار هموار واجد یک اثر مشخص و ثابت نیست. در جهان واقعی، یک کنش، الزاما بر روی افراد مختلف، واجد اثر و یا آثار واحدی نیست. و از آن جا که نمی توان همه ی نتایج و آثار رفتار را دقیقا محاسبه نمود و آن را پیش بینی کرد، پس در هر صورت باید جانب احتیاط را رعایت کنیم و هر رفتار را هر چند به ظاهر غیر مهم، مورد مداقه قرار دهیم. شاید همین رفتار به ظاهر سطحی، سبب زخمی عمیق در سرنوشت کسی گردد. از این رو رمان، نه تنها مجموعه‌ای از آثار محتمل رفتارها را زیر ذره بین می برد، بلکه اثر رفتار را در پرونده ی کامل یک زندگی نشان می دهد و معلوم می کند که یک رفتار ممکن است در کجای سرگذشت دیگری قرار دارد.
د) آدمی در کمند رویدادها و اتفاقات پیش بینی ناپذیری است که از راه می رسد و خود را تحمیل می کند. این را رمان ها، به خوبی روایت می کنند. به ما می نمایند که این گونه نیست که هستی به دلخواه ما بچرخد. نوعی تزلزل و ناپایداری را به رخ می کشد و این که ممکن است یک رفتار و کنش، به نتایج معکوس بینجامد و در نهایت به ضد خودش تبدیل گردد. گویا ادمی در چنبره ی نیروهایی است که بر او سلطه دارند. رمان، چشم‌های ما را باز می کند تا مسیر زندگی را با دقت بیش تری بپیماییم و همواره دغدغه ی گریز از مسیر برنامه ریزی شده را داشته باشیم. همان گونه که تولستوی در رمان خواندنی آنا کارنینا، آشوب نگران کننده ی زندگی را باز می کند و نشان می دهد که ممکن است ما به همان درد و رنجی مبتلا شویم که اتفاقا برای درمان آن درد نزد دیگری اقدام کرده ایم.
در رمان آنا کارنینا ابتدا با زنی مواجه می شویم که از خیانت همسرش رنج می برد. و قرار است با پا در میانی خواهر شوهرش ،با همسر خود آشتی کند و به زندگی طبیعی برگردد. خواهر شوهر( آنا کارنینا) که زنی بسیار زیبا و دلفریب است با سفر به خانه ی برادر و با میانجی گری سبب می شود مشکل مرتفع گردد. بعد از حل و فصل دعوا ، در راه بازگشت از خانه برادرش در ایستگاه قطار به افسری بر می خورد. و دقیقا در رویدادی گرفتار می شود که خود او برای رفع آن در خانه ی برادر کوشیده بود. داستان غم انگیز سرنوشتی دردناک که قهرمان داستان بدان در می غلتد. و دردناک تر این که اسیر رویدادی می شود که تا پیش از آن، قصد داشت آن را از زندگی برادرش بزداید. آنا نمی دانست در همان دامی گرفتار می شود که برادرش گرفتار شده بود. در ابتدا احتمال هم نمی داد که ممکن است خود او در دام عشق افتد.

۳- رمان، علاوه بر تقویت حساسیت‌های عاطفی و افزایش قوه ی ادراکی – شناختی، به افزایش حساسیت‌های اخلاقی هم منجر می گردد و زمینه‌های رشد اخلاقی را در جامعه بیش تر می کند. رمان از دو جهت به رشد اخلاق یاری می رساند.
اولا، سبب می شود که قوه ی تخیل آدمی رشد نماید. و همان گونه که “هانا آرنت” بر این باور است، رشد قوه ی تخیل، می تواند به جامعه ی اخلاقی کمک کند و زمینه‌های اخلاقی زیستن را فراهم نماید. یکی از نتایج شکوفایی قوه ی تخیل، تقویت حس همدلی است. همدلی، یعنی این که من بتوانم خودم را جای دیگری بگذارم و از دریچه ی چشم او به جهان بنگرم و از درون احساس او جهان را احساس کنم. به عنوان مثال، وقتی که من درد و رنج ناشی از بی‌وفایی دوست را در اعماق وجودم حس می کنم، در آن صورت است که در می یابم که اگر در حق یک دوست، بی‌وفایی کنم، چه درد و رنج ناگواری را بر او تحمیل خواهم کرد. و چون بر این درد و رنج آگاهی دارم، ممکن است در رفتارهایم تجدید نظر کنم. باید درد را چشیده باشم تا بدان دست نیارم و رمان این درد را دست کم، لابلای روایت زندگی آدمیان نمایان می کند.
ثانیا، رمان به آدمی کمک می کند تا با ورزه‌های اخلاقی و تمرین‌های نظری، مهارت در داوری و قضاوت اخلاقی‌شان افزایش یابد. خواننده ی رمان، مستمرا با چالش‌های اخلاقی رمان درگیر می شود و به منزله ی داور، ناظر نزاع‌ها و درگیری‌ها است. بتدریج وارد نزاع می شود و قضاوت می کند. رمان از این جهت فرصتی برای خواننده فراهم می کند تا بازتاب و نتیجه ی داوری‌هایش را ببیند. و دریابد اگر چگونه زندگی کند، ممکن است با چه مسایلی روبرو گردد. رمان با نمایش زشتی ها، کراهت رفتار زشت را عیان می کند و رفتارهای اخلاقی را در صدر می نشاند. رمان هم نگاه را تربیت می کند تا زیبایی‌ها را ببنیم و هم نوعی بصیرت اخلاقی و داوری درست را آموزش می دهد. هم سبب پرورش حی زیبایی شناختی می گردد و هم حساسیت اخلاقی را برمی انگیزاند.

آمار وبسایت
کاربران آنلاین : 0
بازدید امروز : 17
بازدید دیروز : 161
کل بازدیدها : 4369204
:تاریخ بروز رسانی
آذر ۲۲, ۱۳۹۶