دانش تحریر
کؤبر فیلم کوتاه و داستانی
تاریخ انتشار: سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۳ | ۰۲:۵۲ ق٫ظ | تعداد بازدید: 685

نوشته شده توسط سعید مجردی

غریب منوچهری

 کؤبر فیلم کوتاه و داستانی تراژیک است که به کارگردانی و نویسندگی آقای غریب منوچهری و بازیگری زهرا امیری ، علی محرمی ، فرشاد جعفرزاده ، کیکاوس پور اصغر و اکبر منوچهری تهیه شده است . در اپیزود اول فیلم داستانی کؤبر، مادر سلمان پسر کوچکی که بهمراه خانواده مشغول جمع آوری کؤبر برای فروش آن به یک فرد خارجی است ، چادر سیاه به سر می کند. کارگردان و نویسنده این فیلم کوتاه خواسته است در همان شروع ، بیننده را برای یک خبر بسیار غم انگیز مهیا سازد. اما تعویض چادر سیاه با یテروسری روشن هم می تواند امیدواری توصیه شده به بیننده از جانب نویسنده و کارگردان فیلم باشد و تاکید بر این نکته که زندگی در جریان است. کؤبر داستان پسران و دخترکان دشت مغانی است که بهمراه خانواده مدتها در مزارع مشغول کار و تلاش هستند .

سرزمین پر از میوه و انواع محصولات و زمینی حاصلخیز و مستعد کار. قهرمان داستان را در آغاز فیلم در مقابل دوربین کارفرمای خارجی می بینیم که تمرکزش روی زخمی است که در ناحیه صورت به آن مبتلا شده است. این زخم درمانش همان کؤبری است که فرد خارجی آنها را به جمعآوری آن وا میدارد. در آغاز فیلم سلمان توسط یک هموطن که برای فرد خارجی کار می کند انتخاب می شود تا از او عکس تهیه شود. همین کار موجب می شود زخم صورت سلمان در پشت نگاهان شیشه ای دوربین بوضوح دیده شود. این زخم نا بهنگام با پیشرفت سریع سلمان را از پا در می آورد و حتی لبخند معصومانه او نمی تواند مانع از فروپاشی عمر کوتاه او شود. در شبی تنها مادر سلمان بر بالین فرزندش شب را به سر می کند و برایش لالایی می خواند. از گل سرخ به زبان ترکی آوازی می خواند که سالیان متمادی است مادران این دشت برای فرزندانشان خوانده اند.

سلمان سرفه های شدید می کند و دارو و درمان هم مثمرثمر نمی افتد و در یکی از همین شبهای غم انگیز سلمان در آغوش مادرش آرام جان خود را از دست میدهد.

ناله های محزون مادر به شیون و زاری تبدیل می شود و صدا هایی او را همراهی می کنند . شاید یکی دیگر از اهداف این فیلم داستانی که کلایمکس و اوج آن در دارویی است که بعد از مرگ سلمان به مادرش داده می شود ارزش و اهمیت خاک زرین دشت مغان است که همواره با محصولات شناخته شده و حتی ناشناخته ای مثل کؤبر بسیاری از انسانهایی مانند سلمان را نجات میدهد. نفرت از مرگ و جدایی در ناله و فغان مادر سلمان خودنمایی می کند ، لباس سیاه مادر سلمان بعد از مرگ فرزندش و تاثیر موسیقی محزون ترکی در بیننده بیشتر به چشم می خورد. درمان ارایه شده توسط مرد خارجی که گویا از کؤبر تهیه شده است به مانند نوش دارویی است که بعد ار مرگ سهراب آمده است .

این فیلم داستانی کوتاه که بمدت بیست و سه دقیقه طول می کشد به دلیل کار در یک محیط یابانی نماد و سمبل دشت مغان نمی باشد و شاید محل رویش کؤبر بیشتر مد نظر کارگردان بوده تا نشان دادن دشت مغان بعنوان دشتی حاصلخیز . در طول فیلم چند کلمه بیشتر بین شخصیتهای داستان رد و بدل نمی شود و فیلم بین اکشن ها و اپیزودهای مختلف برای انتخاب سبک و سیاق مشخص سینمایی سرگردان است . در معرفی اولیه فیلم ، فیلمبردار و عوامل صدا و منشی و سایر دست اندرکاران معرفی نشده اند و اگر این مسایل فنی هم در این فیلم کوتاه لحاظ شوند ما می توانیم به قدرت بازیگری و نفوذ شخصیتها در افکار بیننده فیلم مطمئن باشیم.

آمار وبسایت
کاربران آنلاین : 0
بازدید امروز : 28
بازدید دیروز : 148
کل بازدیدها : 4088783
:تاریخ بروز رسانی
شهریور ۲۴, ۱۳۹۶