دانش تحریر
مقبره الشعراء تبریز بمثابه حفره های عمیق در تاریخ
تاریخ انتشار: سه شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۳ | ۰۴:۲۵ ق٫ظ | تعداد بازدید: 715

سه شنبه, ۰۴ بهمن ۱۳۹۰

نمی توان به تبریز رفت و از کنار مقبره الشعراء بسادگی گذشت. جایی که مردان بزرگ ادبیات آرمیده اند و آرامگاه آنان به لحاظ تاثیر گذاری شان در تاریخ به مثابه حفره های عمیق بشمار می روند که در تاریخ به جا مانده اند و امروزه کمتر کسی پیدا می شود که جای خالی آنها را پر کنند. شکیبی ، قطران تبریزی ، مغربی تبریزی ، حیدری ، آذر تبریزی ، نیر تبریزی ، همام ، شهریار ، آزرم ، مانی ، اسدی طوسی ، آذر ، پدیده تبریزی و خاقانی شروانی ، محمد فلکی شروانی ،مجیرالدین بیلقانی ، ظهیرالدین فاریابی ، نیشابوری ، خلوتی تبریزی ، لسانی شیرازی ، نجمی تبریزی ، مهدی روشن ضمیر ، شهریار و دهها عارف و دلسوخته دیگر که مجال اسم بردن از آنها در این نوشته کوتاه نیست.

وحید و ام البنین حسین زاده در کتابی که به نام مقبره الشعراء تبریز تهیه کرده اند در باره مدفونان کوی سرخاب چنین می نویسند : ” برخی از این افراد ، در زمان خود از صاحب منصب، هنرمندان ، عارفان یا عالمان بوده اند. ” خاقانی شروانی از آرام یافتگان در این محل از بزرگترین شاعران قرن ششم هجری قمری بوده است. نام او بدیل است و از شعرای ساکن تبریز بوده است. راه نفسم بسته شد از آه جگر تاب / کو همنفسی تا نفسی رانم از این باب. خواجه همام الدین محمد علاء الدین فریدون تبریزی مشهور به همام تبریزی از شاعران و عارفان قرن هفتم است. همام در باره تبریز چنین گفت : ” تبریز نکوست و هرچه زانجاست نکوست ” در جایی چنین سرود : ” عمری که از او دمی جهانی ارزد / در صحبت غیر رایگانی بگذشت .

سید محمد حسین بهجت تبریزی فرزند حاج اقا خشکنابی از وکلای درجه اول تبریز ملقب به شهریار در این کوی آرمیده است. کشم جفای تو را تا عمر باشدم ، هر چند / وفا نمی کند این عمرها وفای تو را . مجیرالدین بیلقانی از گوهرهای درخشان آرمیده در این منزلگه ادبی است که روزی چنین گفت : سیاهی می کند با من سرزلف نگونسارش / به لب می اورد جانم لب لعل شکربارش . وی از شعرای قرن ششم هجری قمری بود که محل تولدش را بیلقان نامیده اند. بیلقان شهری است نزدیک دربندکه آن را باب الباب نیز خطاب کرده اند. این شهر در نزدیکی شروان قرار دارد. این سخن طعنه در خاک خراسان می زند / شاید ارخاک مجیر از بیلقان آمد پدید . در مقبره الشعراء که گام می گذاری باید آهسته و با تامل همراه باشد چرا که در هر کوی و برزن آن روزی روزگاری مردان و زنان شعر و ادب در هنگام وداع از یاران روزگارشان اشگ مقدس چشمانشان را بر آن جاری ساخته اند جایی که مجیرالدین بیلقانی چه نیک نوشته است : شمع دل کس نیم ، پس چه سبب همچو شمع / مده نفس می زنم بر سر این خاکدان / دهر مرا همچو شمع بی گنه آویختست / گر بفروشد رواست ، گر بگذارد همان . در گوشه ای دیگر از این خاک مقدس مولانا مانی شیرازی خفته است.

حدیث درد من گر کس نگفت افسانه ای کمتر / وگرنه منهم نباشم در جهان دیوانه ای کمتر این شاعر بزرگ منش در قرن دهم هجری قمری می زیست. در اوایل عمر از فارس به اصفهان رفت و سپس عازم تبریز گشت. شاه اسماعیل لطف و توجه خاصی به وی داشته است و همین موجب رشک و حسادت اطرافیان به وی شده است و در اثر همین حسادتها و رشک ها بوده که نهایتا شاه اسماعیل با وسوسه و القای اطرافیان دستور قتل وی را صادر کرده است و گویا دستور برائت و بخشودگی مانی پس از قتل وی به دست مامور اجرای حکم وی میرسد. مرابه ظلم بکشتی، طریق داد این بود / زپادشاهی حسن توام مراد این بود / بروز حشر کنم داد و دامنت گیرم / که آنکه داد غمش خاک من بباد این بود ナانی شیرازی هم شعر می گفت و هم صورتگری و خطاطی از کارهایش بود.

وی نیز از مدفونان سرخاب تبریز است و براستی خاک تبریز چه گوهرهای درخشانی در سینه خود به عاریت نهاده است. آذر از جمله شاعران است که در مقبره الشعراء بخاک سپرده شده است. چو بر دامان غم ها سر نهم در خلوت شب ها / به مرگ شادکامی چشم خون پالای من گرید جواد کناره چی در سال ۱۳۱۰ شمسی در تبریز متولد شد . اشعار آذر نشان از لطافت طبعش دارد. وی علاوه بر سرودن اشعار کلاسیک در ترانه سرایی نیز دستی قوی داشت. بدین تقدیر تلخ آذر تو و چندین شکیبایی / اگر آسان نزاید مام گیتی چو تو فرزندی آذر سحرگاه ۱۶ بهمن ۷۹ در خانه خود در شهر هامبورگ آلمان در اثر یک آتش سوزی پروانه وار سوخت و پیکرش بنابه وصیتش در مقبره الشعرای تبریز آرام گرفت و تن سوخته و قلب داغدارش در هجوم خاک وطن به آرامش ابدی دست یافت.

 

آمار وبسایت
کاربران آنلاین : 0
بازدید امروز : 65
بازدید دیروز : 510
کل بازدیدها : 3652100
:تاریخ بروز رسانی
تیر ۴, ۱۳۹۶