دانش تحریر
گفتگو با سولماز ندایی بازیگر تئاتر و سینما ، کارگردان و عضو گروه مغان هنر
تاریخ انتشار: سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۳ | ۱۱:۲۷ ق٫ظ | تعداد بازدید: 1,226

گفتگو با سولماز ندایی بازیگر تئاتر و سینما ، کارگردان و عضو گروه مغان هنر

 

 

nedaie23

نوشته شده توسط بخش هنرمندان

سه شنبه, ۰۴ بهمن ۱۳۹۰ ساعت۱۲:۳۲

– لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید اهل کجا هستین و اکنون مشغول چه فعالیتهای هنری هستید ؟

بنام خدا – سولماز ندایی هستم متولد۱۳۶۲ عضو گروه تئاتر مغان هنر . در شهرستان پارس آباد مغان بدنیا آمدم. اکنون مشغول تمرین نمایش های ” خروس ” کار آقای فرشاد جعفرزاده و ” هفت کوپه از یک قطار ” کارآقای غریب منوچهری برای جشنواره استانی نمایشنامه خوانی هستم که قرار است در پارس آباد برگزار شود و همچنین در حال تمرین نمایش ” پرتقال خونی ” کار آقای حسین میرباقری هستم.

SOLMAZ-NEDAIE2

۲- شما مغان هنر را از چه سالی و چگونه شناختید ؟ در مسیر فعالیتهای شما چه مشکلاتی بعنوان یک دختر هنرمند شما را احاطه کرده بود و چگونه به آنها غلبه کردین و چطور اطرافیانتان با هنر شما کنار آمدند ؟

از سال ۱۳۷۸ عضو گروه مغان هنر هستم و اولین کارم را به نام برنامه تلویزیونی ( اویونلار ) که کار مشترک آقای منوچهری و حسن زاده بود شروع کردم. برای شروع هر کاری چه هنری و چه غیرهنری مشکلاتی پیش پا هست و مهم مشخص کردن هدف و داشتن پشتکار کافی هست. البته نباید فراموش کنیم که در یک شهر کوچک مثل پارس آباد بازیگری یک زن خیلی مشکل بود و اگر اجازه ندهیم حواشی بر اصل هدفمان غلبه کند بی گمان موفق می شویم. نباید فراموش کنم که اعضای خانواده ام اصلا با کارم موافق نبودند ، فقط پدر عزیزم بخاطر علاقه ای که نسبت به بنده داشت نمی توانست مخالفت کند.

۳- سابقه ای از حضورتان در جشنواره های مختلف و از آثار هنری اعم از فیلم کوتاه و تئاتر و سایر نام ببرید ؟

از سال ۱۳۷۹ تا به امروز در تمامی جشنواره های استانی شرکت کرده ام. با نمایش های ” آوازهای پریشان ” ، ” تبار آتش ” ، ” معرکه آوا ” ، ” نعره خاموش انالحق ” ، ” سه خواهران ” ، ” سوگ مهر ” ، ” خون بوغاج ” ، ” مجلس قربانی سنمار ” ، ” سلاخ ” و ” قطعه گمشده”. در بخش فیلم کوتاه ، ” تخمه” و ” چشم دوم ” را کارگردانی کرده ام و تقریبا در تمامی فیلم های آقای غریب منوچهری یا به عنوان بازیگر و یا همکار حضور داشته ام. در تمامی جشنواره ها مقام های مختلف کسب کرده ام و دوبار هم در جشنواره منطقه ای حضور داشته ام .

۴- کدام یک از آثار هنری تان را دوست دارید ؟ با کدامیک از آنها احساس دوستی و خواهر خواندگی دارید ؟

نقش هایی که تا به حال ایفا کرده ام را با تمام آنها زندگی کرده ام و هیچکدام را فراموش نمی کنم. همه آنها برایم با ارزش و مثل فرزندانم هستند چرا که برای آنها تلاش کرده ام.

۵- چه کسی یا کسانی به شما در زندگی هنری تان تاثیر گذاشتند و اکنون تصور می کنید شما به چه میزان از علاقمندان می توانید تاثیر بگذارید و بهتر است بپرسیم چقدر و به چند نفر تاثیر گذاشته اید ؟

اگر بخواهم هم نمی توانم تلاشهای آقای غریب منوچهری را فراموش کنم. در زندگی هنری اینکه الان به اینجا رسیده ام نقش مهمی داشتند و اما من تمام تلاشم را می کنم که تاثیر مثبتی روی افکار تمام کسانی که به این حرفه و هنر علاقه دارند بگذارم و فکر می کنم در مدارس موفق تر هستم ، چه دانش آموزان راهنمایی ، چه دبیرستانی ها حرفایم را خوب می شنوند و احساس می کنم به من و شیوه کارم علاقه دارند.

۶- شما یکبار یادمان است تندیس خودتان را تقدیم مادرتان کردید . یک تعریف از مادر بکنید. بنظرتان مادران چگونه اند ؟

شاید باور نکنید ولی جشنواره فیلم و عکس عذرا برای اولین بار احساس کردم مادرم به من افتخار کردند لازم دونستم که تقدیم مادرم کنم. مادرم روحم هست.

۷- سلامتی ازدواج هم می کنید . نامزدتان چقدر به کار هنری شما اهمیت می دهند و شما فعالیتهایتان پس از ازدواج در چه حدی ادامه خواهد یافت ؟

ممنون از لطفتون. خدا را شاکرم که آقای میرباقری خودشون هم فعالیت هنری ( تئاتر ) می کنند و ما برنامه ریزی دقیق کرده ایم که از زمان خود خوب استفاده کنیم چه برای مطالعه هنری و چه برای کار هنری و اکنون هم مشغول دورخوانی نمایشنامه پرتقال خونی متن آقای سیامک مهاجری هستیم. تلاش می کنم اگرچه دور از شهر خودم هستم خبرهای خوبی به گوشتان برسد.

۸- زندگی هنرمندان با احساسات و عواطف انسانی درگیر است . کمک به بیماران سرطانی تحت پوشش آرزو را چگونه ارزیابی می کنید ؟ فکر می کنید این کارهای خیر تا کجای معرفت و انسانیت امتداد می یابند ؟

به نظر من کمک نیست وظیفه همه افراد هست و این وظیفه هنری یا غیرهنری نمی شناسد. در اینجا لازم میدانم از همه شهروندان بخواهم چه با کمک های فکری ، روحی و … مؤسسه آرزو را یاری کنند.

۹- وقتی به دیگران کمک می کنید تا کارشان راه بیافتد . مثلا همین مربیگری فنی بچه های فرزانگان ، چه احساسی به شما دست میدهد و فکر می کنید این بچه ها و سایر هنرمندان جوان چه عاقبت هنری دارند ؟ تا چه حد باید به آینده آنها امیدوار باشیم ؟

من اصلا فکر نمی کنم که به آنها کمک می کنم من وظیفه خودم می دانم وقتی در این مرحله بودم هرکس هر چیزی را به من یاد داده بدون هیچگونه چشمداشتی ، هرچه داشته به من آموخته و من وظیفه خودم میدانم تحویل دهم.

۱۰- مغان هنر بدون سولماز ندایی را چگونه تصور می کنید ؟ شما بواسطه ازدواج به شهرستان می روید و این رفتن در آینده هنری شما چه تاثیرات خواهد گذاشت ؟

سولماز ندایی های دیگری هستند که می آیند و جای مرا پر می کنند. پیشنهاد می کنم این سئوال را از بقیه اعضای مغان هنر بپرسید . اگر از این شهرستان می روم دلیل نمی شود که برای همیشه از تئاتر پارس آبادخداحافظی کنم. اگر احساس کنم گروه به من نیاز دارد حتما کنار گروه خواهم بود.

۱۱- این واژه ها را که می شنوید یاد چه موضوعاتی می افتید ؟

هنرمندان جوان : اگر احساس می کنید با هنر به آرامش روحی می رسید ادامه بدهید.

– بیمه هنرمندی : یک دلخوشی برای هنرمندان و یک اسلحه برای مبارزه با خانواده های مخالف حضور فرزندان در عرصه هنر که توسط هنرمندان جوان استفاده می شود…

– زندگی دختران بازیگر جوان : علاقه – هدف – پشتکار منهای حاشیه مساوی با موفقیت.

– کارگردانی : غریب منوچهری- آرزو : کودکان تحت پوشش آرزو در جستجوی زندگی …

– مغان ارس : وقتی دورم و به سایت مغان ارس سرمی زنم خیلی لذت بخش است.

۱۱- به چه کسی امیدوار هستید ؟ از چه کسی کمک می خواهید و برای چه کسی دل بسته ای در خلوت دل ؟ خدا منو خیلی دوست داره .

۱۲- سخن آخر اگر دارین بفرمایید و ممنون که وقتتان را در اختیار مغان ارس قرار دادین …

برای همه هنرمندان و شما و تمامی کارکنان مؤسسه آرزو ، آرزوی موفقیت دارم و از شما تشکر و قدردانی می کنم و دوستتان دارم.

آمار وبسایت
کاربران آنلاین : 0
بازدید امروز : 52
بازدید دیروز : 211
کل بازدیدها : 3653502
:تاریخ بروز رسانی
تیر ۴, ۱۳۹۶